در ماه ذی حجه جنگ به مانند سابق یعنی با گسیل داشتن دسته ھا و لشکرھا و مبارزات فردی وبه خاطر ترس از روی دادن یک مبارزه فراگیر ادامه یافت و این وضعیت تا یک ھفته اول این ماه برقراربود. تعداد برخوردھای جنگی دو گروه تا این تاریخ بیشتر از ھفتاد مورد و به قولی نود مورد بود،(1) اما بعد از این علی در میان سپاه خود اعلام کرد که فردا درگیری کامل میان دو سپاه روی خواھدداد و سپس به معاویه اعلان جنگ داد.(2) آن شب مردم ھمه اسلحه ھایشان را آوردند و مشغولبه آماده کردن و تیز نمودن آنھا نمودند.
عمرو بن عاص اسلحه را از انبارھا بیرون آورد تا به کسانی بدھد که سلاحھایشان از کار افتاده یاشکسته است و مردم را به دلاوری و شجاعت در نبرد تشویق مینمود.(3) آن شب سپاھیان ھمه مشغول مشورت و تنظیم فرماندھی و تقسیم پرچم بودند.
در صبح روز چھارشنبه دو سپاه صفھایشان را نظم دادند و حسب آرایش جنگھای بزرگ آرایشیافتند، یعنی عده ای در مرکز و عده ای در سمت راست و عده ای در سمت چپ قرار گرفتند. آرایشسپاه علی به قرار زیر بود:(4) علی بن أبیطالب در رأس قلب سپاه، عبدلله بن عباس در رأسسمت چپ سپاه، عمار بن یاسر در رأس پیاده نظام، محمد بن حنفیه پرچمدار سپاه، ھشام بنعتبه (مرقال) پرچمدار، أشعث بن قیس در رأس سمت راست سپاه. آرایش سپاه شام ھم به قرار زیر بود: معاویه در رأس لشکر شھباء- لشکری بسیار و پر سلاح بود که شمشیر و سپر در دست داشتند و بر بالای تپه ای مرتفع حضور یافته بودند و معاویه امیرسپاه بود، عمرو بن عاص فرمانده ھمه سواران شام بود، ذوالکلاع حمیری در رأس بال راست سپاهبود که از اھالی یمن بودند، حبیب بن مسلمه فھری در رأس بال چپ سپاه از اھالی مضر قرار داشت و مخارق بن صباح کلاعی پرچمدار بود.(5)
دو سپاه روبه روی ھم ایستادند و به قدری زیاد بودند که افق را پوشیده بودند. کعب بن جعیلتغلبی یکی از شعرای عرب (6)وقتی که در شب چھارشنبه مردم را دیده بود که سراغ نیزه ھا وشمشیرھای خود رفته و دست به آماده ساختن آن برای جنگ زده بودند در این مورد میگوید:
أصبحت الأمة فی أمر عجب ***و الملک مجموع غداً لمن غلب
فقلت قولاً صادقاً غير کذب *** إن غداً تهلک أعلام العرب (7)
امت به کاری شگفت افتاده است. فردا ملک از آن کسی میشود که غلبه یابد. سخن راست میگویم که دروغ ندارد. فردا سران عرب به ھلاکت میرسند.
برخی از روایات ضعیف ذکر کرده اند که علی در میان سپاه خود به سخن برخاست و آنان را به بردباری و شجاعت و ذکر فراوان نام خدا تشویق کرد. (8) ھمچنین بیان میکنند که عمرو بن عاصسپاھیان خود را تشویق کرد و به آنان امر کرد که صفھایشان را مرتب نمایند.(9) قبول این روایاتفاقد اشکال و مانع است، زیرا طبیعی است که ھر فرماندهای سپاھیان خود را تشویق میکند وبه ھمه چیزھایی که منجر به پیروزی شوند اھتمام میورزد. دو سپاه با ھم به نبردی سختپرداختند که به شدت تا غروب آفتاب ادامه یافت و فقط برای ادای نماز متوقف میشد و ھر گروه دراردوگاه خود نماز میخواندند و در میان دو اردوگاه افرادی کشته شده و جنازه ھای آنان در میان دوگروه قرار داشت. وقتی که علی برای ادای نماز به عقب بر میگشت، یکی از افراد سپاه علی از ویسوال کرد: ای امیر مؤمنان در مورد کشته ھای ما و آنان چه نظری دارید؟ علی گفت: ھر کس که ازما و از آنان کشته شده و قصد وی رضای خدا بوده است داخل بھشت میشود. (10) آنان در مقابلھم بردباری میکردند و کسی بر دیگری غالب نمی آمد و تا وقتی که آن روز به پایان رسید دیدهنشد که کسی عقب بنشیند. شب ھنگام علی به میدان نبرد رفت و به مردم شام نگاه کرد وسپس به درگاه خدا دعا کرد و گفت: پروردگارا مرا و آنان را بیامرز. (11)
[1]- الأنباء بتواریخ الخلفاء، ص59؛ صفین، ص202؛ شذرات الذهب1/45.
[2]- البدایة و النهایة7/273.
[3]- سنن سعید بن منصور2/240. این روایت ضعیف است.
[4]- تاریخ خلیفة بن خیاط، ص193. سند آن حسن و منتهی بهیک شاهد عینی آن ماجرا است.
[5]- تاریخ خلیفة بن خیاط، ص193. سند آن حسن و منتهی بهیک شاهد عینی ماجرا است.
[6]- وی در عصر خود شاعر تغلبیان و مخضرم- یعنی زمان جاهلیت و زمان اسلام را درک کرده بود- بود. در جنگ صفین همراه معاویه بود. وی شاعر معاویه و مردم شام بود. الأعلام، زرکلی6/180.
[7]- البدایة و النهایة7/273؛ تاریخ طبری5/626.
[8]- تاریخ طبری5/622به روایت ابومخنف.
[9]- طبقات ابن سعد4/255 از طریق واقدی.
[10]- سنن سعید بن منصور2/344-345. سند آن ضعیف است.
[11]- مصنف ابن أبی شیبة15/297سند آن ضعیف است؛ تاریخ طبری5/630.