به خاطر بالا گرفتن شدّت شكنجه و
آزارها از سوي مشركان قريش بر پيامبر r و يارانش، رسولالله r به آنان اجازهي
دادند تا
به سرزمين «حبشه» هجرت كنند. خانوادهي پيامبر r همان كانون گرم صفا و
صميميّت و عشق و محبّت، از هم گسيخته ميشد، «زينب»ل رفته
بود، رقيّهل نيز با حضرت
عثمان t به حبشه
هجرت
كرد، پيامبر r و همسرش با دو دخترشان (ام كلثوم
و فاطمه ك) به همراه جمعي از صحابه كه نتوانسته بودند
هجرت كنند، در مكّه ماندند.
شكنجهها طاقتفرسا
بود، هر چند هرگز توان زدودن ايمان و استقامت
را نداشت. در سال هفتم بعثت([1])،
مشركان پيمان محاصرهي اقتصادي را امضا كردند و پيامبر r و يارانش به همراه
«بنيهاشم» مجبور شدند به درّهاي به نام «شعب ابيطالب» پناهنده
شوند.
در شعب، اطاقها و
سايبانهاي مناسب زيست وجود نداشت، در
روزهاي گرم تابستان آفتاب بر سرشان آتش ميباريد، و در شبهاي
سرد زمستان از سرما بر خود ميلرزيدند و حتي لباس و تنپوش
مناسبي در اختيار نداشتند.
تهيه آذوقه مشقت
فراوان داشت، از اين رو گاه يك دانه خرما را چند تن
بر دهان ميگذاردند و اندكي ميمكيدند تا مختصر رمقي بگيرند!
فرياد كودكان از
شدّت گرسنگي بلند بود، خديجه ـ رضيالله عنهاـ ميكوشيد
تا با نثار ثروت خويش و تهيه آذوقه با قيمت گزاف، از بازار
سياه، گرسنگي مسلمانان ساكن شعب را چاره كند، از اين رو گاه
بستههاي
آذوقه برايش توسط يكي از تجار مكّه به نام «حكيم بن حزام»
پنهاني به شعب ميرسيد.
سهيلي ميگويد:
«هرگاه يكي از
صحابه با شترش به مكّه ميآمد تا براي خانوادهاش غذايي تهيه
كند،
ابولهب بلند ميشد و ميگفت: اي بازاريان! اجناستان را بر ياران محمد گران
كنيد تا
توان خريدن را نداشته باشند، شماها ثروت مرا و وفادار بودنم را نسبت به
تعهداتم
ميدانيد، نميگذارم هيچ كدام از شما ضرر كنيد، خسارتتان را ميپردازم!
و بدين
شكل قدرت خريد را از ياران رسول الله r ميگرفت و آنان را بيشتر
در سختي
و مشكلات قرار ميداد».
به همين جهت ميتوان
گفت: عمدهي دارايي و ثروت خديجهل
در دوران محاصره اقتصادي و براي خريد آذوقه به بهاي بازار
سياه، به مصرف رسيد.
زهراي عزيز، سه سال
از بهترين سالهاي كودكياش را در چنين شرايط
سخت و جانكاهي گذراند (سالهاي 12 الي 15 سالگي).
او در سنگلاخهاي
درّه ابيطالب، شكيبايي و مقاومت را فرا گرفت،
فرياد اطفال گرسنهي شعب را ميشنيد و خود نيز بسان ديگر كودكان
طعم تلخ گرسنگي را ميچشيد ([2]).