گذاره پنجم - آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ در گذاره پنجم ﻣﻲ نویسد "خداوند قوم ﺛﻤﻮد را ﺑﻪ دﻟﻴﻞ آﻧﻜﻪ ﻳﻜﻲ از آﻧﺎن ﺷﺘﺮ ﺣﻀﺮت ﺻﺎﻟﺢ را ﻣﻲﻛﺸﺪ، ﻧﺎﺑﻮد ﻛﺮده اﺳﺖ" ﺳﭙﺲ اﻋﺘﺮاض ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺟﺮم ﻳﻚ ﺗﻦ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺟﻤﻌﻲ ﺑﻪ ﻫﻼﻛﺖ رﺳﻨﺪ!.
پاسخ آقای طباطبائی:
پاسخ آقای طباطبائی:
اﻳﺸﺎن ﺑﻪ ﺻﻴﻐﻪ ﻫﺎ و ﺿﻤﺎﺋﺮ ﺟﻤﻊ در آﻳﺔ ﻣﺮﺑﻮط ﺗﻮجه ﻧﻜﺮده اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺗﻜﺬﻳﺐ ﻋﻤﻮم و ﺟﺮم ﻫﻤﮕﻲ دﻻﻟﺖ می کند. "فکذّبوه – فعقروها – بذهنبهم" (اورا تکذیب کردند – پای شتر را قطع کردند – به سبب جرم شان)
باز ایراد می گیرد ﻛﻪ ﻧﺴﺒﺖ دادن ﺷﺘﺮي ﺑﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﺎ دارد؟! وﺗﻮﺟﻪ ﻧﻜﺮده ﻛﻪ ﺷﺘﺮ ﻣﺰﺑﻮر ﺑﻪ "اﻋﺠﺎز" ﭘﺪﻳﺪآﻣﺪه ﺑﻮد و از اﻳﻨﺮو ﻗﺮآن آﻧﺮا "ﻧﺎﻗﺔاﷲ" ﻧﺎﻣﻴﺪه اﺳﺖ.
ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﻋﺘﺮاض دارد ﻛﻪ ﭼﺮا ﻗﺮآن ﻣﺠﻴﺪ در ﺳﻮرة ﺷﻤﺲ، ﻧﺴﺒﺖ "ﻧﺘﺮﺳﻴﺪن" را ﺑﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﻲدﻫﺪ؟ و ﺧﺒﺮ ﻧﺪارد ﻛﻪ ﺑﻪ ﻗﻮل ﺑﺮﺧﻲ از ﻣﻔﺴﺮان ﺳﻠﻒ از جمله طبری، ﺿﻤﻴﺮ ﻣﻔﺮد در ﻛﻠﻤﺔ "ﻻﻳﺨﺎف" به رهبر کافران "اشقیها بر می ﮔﺮدد ﻛﻪ ذﻛﺮش ﻗﺒﻼً در ﺳﻮرة ﻛﺮﻳﻤﻪ رﻓﺘﻪ ﺑﻮد، ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺪاي ﺳﺒﺤﺎن! ﻳﻌﻨﻲ آن ﻣﺮد ﺗﺒﻬﻜﺎر، ﺳﺮرﺷﺘﻪ اﻳﻨﻜﺎر را ﺑﻪ ﻋﻬﺪه ﮔﺮﻓﺖ و از ﻋﺎﻗﺒﺖ اﻣﺮش ﻧﺘﺮﺳﻴﺪ.
ﻣﻔﺴﺮان دﻳﮕﺮ ﮔﻔﺘﻪ اﻧﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ آﻳﻪ از ﻣﻘﺎم " لا یسئل عما یفعل" 23:اﻧﺒﻴﺎء سخن می گوید ﻳﻌﻨﻲ ﺧﺪاي ﺗﻌﺎﻟﻲ ﭼﻮن ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن ﺑﺸﺮي ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ اﺣﻴﺎﻧﺎً از ﻋﺎﻗﺒﺖ ﻛﻴﻔﺮ دﺷﻤﻨﺎﻧﺶ اﺣﺴﺎس ﺧﻄﺮ ﻛﻨﺪ. ﭘﺲ ﺑﺮ ﻋﻜﺲ ﭘﻨﺪار آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ ﻛﻪ ﻣﻔﻬﻮم "ﺧﺪاي اﻧﺴﺎن وارﺳﻠﻄﺎﻧﻲ" را از آﻳﺔ ﻣﺬﻛﻮر ﻓﻬﻤﻴﺪه اﺳﺖ، آﻳﺔ ﺷﺮﻳﻔﻪ در ﻣﻘﺎم ﻧﻔﻲ ﻣﺸﺎﺑﻬﺖ و اﻧﺴﺎن ﺧﺪا ﺳﺨﻦ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.