این شبهه در اصل از آقای گنجی بدین صورت مطرح شده که می
گوید: نویسنده قرآن ﭘﻮﺳﺖ آﻟﺖ ﺗﻨﺎﺳﻠﻲ در آﺧﺮت ﻋﻠﻴﻪ
ﺷﺨﺺ ﺷﻬﺎدت ﺧﻮاﻫﺪ داد. ﭘﺮﺳﺶ: ﺑﺎ
ﭼﻪ دﻟﻴﻞ ﻳﺎ دﻻﻳﻠﻲ ﻣﻲ ﺗﻮان اﺛﺒﺎت ﻳﺎ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻛﺮد ﻛﻪ در
آﺧﺮت ﭘﻮﺳﺖ آﻟﺖ ﺗﻨﺎﺳﻠﻲ ﺷﺨﺺ ﻋﻠﻴﻪ او ﺷﻬﺎدت ﺧﻮاﻫﺪ داد؟ ... ﺷﻬﺎدت
ﭘﻮﺳﺖ ﺑﺪن، ﻳﻜﻲ از ﻣﺼﺎدﻳﻖ ﺗﻌﺎرض دﻳﻦ ﺑﺎ ﻋﻠﻢ
و ﻓﻠﺴﻔﻪ اﺳت.
پاسخ از آقای طباطبائی:
پاسخ از آقای طباطبائی:
ﭘﻴﺶ از ﻫﺮ ﺳﺨﻨﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻛﻪ
ﺗﻌﺒﻴﺮ ﻣﺘﻴﻦ ﻗﺮآﻧﻲ در اﻳﻦ ﺑﺎره آﻧﺴﺖ ﻛﻪ می فرماید: تا آنجا که، گوش و دیدگان و
پوستشان بر ضدّ آنان بدانچه کردهاند گواهی دهند.
(حَتَّىٰ إِذَا مَا
جَاءُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُم بِمَا
كَانُوا يَعْمَلُونَ) 20 فصلت
اﻳﻦ ﺗﻌﺒﻴﺮي اﺳﺖ مؤدبانه ﻛﻪ ﻗﺮآن
ﻣﺠﻴﺪ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻳﻚ امی درس ﻧﺎﺧﻮاﻧﺪه در ﭼﻬﺎرده ﻗﺮن ﭘﻴﺶ
آورده اﺳﺖ، و آن، ﺗﻌﺒﻴﺮي اﺳﺖ ﻛﻪ ﻳﻚ روزﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎر ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻛﺮده
در ﻗﺮن ﺑﻴﺴﺖ و ﻳﻜﻢ ﺑﻪ ﻧﮕﺎرش درآورده اﺳﺖ. ﺑﺒﻴﻦ
ﺗﻔﺎوت ره از ﻛﺠﺎﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﻜﺠﺎ؟!
اما در ﺗﻮﺿﻴﺢ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺎﻳﺪ ﺑﮕﻮﻳﻢ
ﻛﻪ ﻗﺮآن ﻛﺮﻳﻢ روز رﺳﺘﺎﺧﻴﺰ را روز آﺷﻜﺎر ﺷﺪن ﺑﺎﻃﻦ
ﻣﻲﻛﻨﺪ و آن ﻫﻨﮕﺎم را (يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ) ﻳﻌﻨﻲ روزي که راز های نهان
آشکار می گردد. ﻗﺮآن ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ در آن دوران، اﻋﻀﺎء و اﻧﺪام و حتی ﭘﻮﺳﺖ ﭘﻴﻜﺮ ﻛﺎﻓﺮان ﺑﺮ
ﺑﺪﻛﺎري ﻫﺎي آﻧﺎن ﮔﻮاﻫﻲ ﺧﻮاﻫﻨﺪ داد. ما در دﻧﻴﺎ ﻣﻜﺮّر دﻳﺪه کسانی همینکه خشمناک می ﮔﺮدﻧﺪ،
رﻧﮓ می بازند و ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺪﻧﺸﺎن ﺑﻪ ﻟﺮزه درﻣﻲآﻳﺪ و اﺣﻮال ﺑﺎﻃﻦ اﻳﺸﺎن در ﭘﻮﺳﺖ ﻇﺎﻫﺮﺷﺎن ﺟﻠﻮه ﮔﺮ شود از دﻳﺪﮔﺎه ﻗﺮآن
ﻣﺠﻴﺪ، اﻳﻦ ﻇﻬﻮر و ﺑﺮوز در ﺟﻬﺎن آﺧﺮت، قوی ﺗﺮ و روﺷﻦ ﺗﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ اي ﻛﻪ ﺧﻮد
ﻣﺠﺮﻣﺎن را ﺑﻪ ﺷﮕﻔﺘﻲ می برد که اﻳﻨﺠﺎ ﻗﺮآن ﺑﻪ ﻧﻜﺘﺔ ﺑﺲ دﻗﻴﻘﻲ اﺷﺎره ﻣﻲ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ در آﻧﺮوز،
ﺑﻪ ﻣﺠﺮﻣﺎن ﺧﻮاﻫﻨﺪ گفت: از اينكه گوش و چشمها و پوستهايتان به زيان شما شهادت دهند
چيزى نهان نمىداشتيد. 22 فصلت
آري مخفی ﺗﺮﻳﻦ اﻋﻤﺎل آدﻣﻲ در
دﻧﻴﺎ از ﺿﻤﻴﺮ و وﺟﻮد ﺧﻮدش ﭘﻨﻬﺎن نمی ماند و در "ضمیر ناخودآگاه" او ﺿﺒﻂ می ﮔﺮدد و در ﺟﻬﺎن آﺧﺮت از
ﻣﺮﺣﻠﺔ ﻛﻤﻮن ﺑﻪ ﻇﻬﻮر در می آید و ﺑﻪ ﻧﻄﻖ می رسد
اﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺎرﻳﻚ را ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﭼﻬﺎرده
ﻗﺮن ﭘﻴﺶ ﺑﻪ ﺑﺮﻛﺖ ﻗﺮآن ﻋﻈﻴﻢ ﻓﻬﻤﻴﺪه ﺑﻮدﻧﺪ و ﻃﺒﺮي
در ﺗﻔﺴﻴﺮش از ﻗﻮل مفسر ﻗﺪﻳﻤﻲ، ﻗَﺘﺎدة ﺑﻦ دعامه (61، 118 ه
ق)گذارش کرده که می گفت:
ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﺪا اي ﻓﺮزﻧﺪ آدم، از
ﭘﻴﻜﺮ ﺧﻮدت ﺑﺮ ﺗﻮ ﮔﻮاﻫﺎﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ دروغ ﻧﻤﻲ گویند پس ﻣﺮاﻗﺐ آﻧﻬﺎ ﺑﺎش. (1)
اﻛﻨﻮن از آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﭘﺮﺳﻴﺪ:
اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺎ ﻛﺠﺎي ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ دارد؟ ﻋﻠﻢ و ﻓﻠﺴﻔﻪ در کجا از جزئیات اﺣﻮال آﺧﺮت ﺧﺒﺮ
داده اﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻳﻦ اﻣﺮ، ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎر اﻓﺘﺪ؟! در ﻛﺪام ﻓﺼﻞ از ﻓﺼﻮل ﻓﻠﺴﻔﻪ، ﺛﺎﺑﺖ ﺷﺪه ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻗﻮاﻧﻴﻦ آﺧﺮت ﻋﻴﻨﺎً
ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻗﻮاﻧﻴﻦ دﻧﻴﺎﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻴﻢ بیانات قرآن را در این باب ضدّ فلسفه تلقی کنیم؟!
آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ ﻣﻲ نویسد: "ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﺎن
ﺻﺪراﻳﻲ ﻣﺠﺎزاتﻫﺎي اﺧﺮوي را ﺗﻜﻮﻳﻨﻲ (تجسم اعمال)می داﻧﻨﺪ ﻧﻪ ﺗﺸﺮﻳﻌﻲ و ﻗﺮاردادي
ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺤﺎﻛﻤﻪ و ﺷﻬﺎدت ﻧﻴﺎز ﺑﺎﺷﺪ!"
ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻔﺖ اولاً در ﻛﺎر آﺧﺮت،
ﺑﺤﺚ از "نیاز" ﻣﻮرد ﻧﺪارد، اﻧﭽﻪ در آﻧﺠﺎ ﭘﻴﺶ می آید "اقتضاء"
است. اﻗﺘﻀﺎي ﻋﺎﻟﻢ آﺧﺮت، ﻇﻬﻮر و ﺑﺮوز اﻋﻤﺎل ﺑﺸﺮ و رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻧﺘﺎﻳﺞ و ﺛﻤﺮات آنهاست.
ثانیاً ﺟﻬﺎن آﺧﺮت ﺑﻪ اﻗﺘﻀﺎي ﺻﻔﺖ "عدل" ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻲﮔﺮدد ﻳﻌﻨﻲ رﺳﺘﺎﺧﻴﺰ، ﻣﻈﻬﺮ ﻋﺪاﻟﺖ
ﺧﺪاوﻧﺪي ﺷﻤﺮده می شود. ﺷﻬﺎدت اﻋﻀﺎء و
آﺷﻜﺎر ﺷﺪن اﻋﻤﺎل، ﺟﺮم ﮔﻨﻪﻛﺎران را ﺑﺮ ﺧﻮدﺷﺎن اﺛﺒﺎت ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮد و ﻋﺪل اﻟﻬﻲ ﻛﺎﻣﻼً ﺗﺠﻠّﻲ می ﻧﻤﺎﻳﺪ ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ در
ﻗﺮآن ﻣﺠﻴﺪ می فرماید: روز قيامت ترازوهاى عدل را تعبيه مىكنيم، و به هيچ كس ستم
نمىشود. (47 انبیاء)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.