امروز بهم گفته شد
:
بچه ها شوخی شوخی سنگ می زنند
و گنجشکها جدی جدی می میرند ، آدمها شوخی شوخی زخم زبان می زنند و قلبها جدی جدی می
شکنند ، نمی خواهی شوخی شوخی به اینکه جدی جدی به فکرتم فکر کنی؟ دردم را با شعر
چنین گفتم :
پس سخن سنجیده گو ، یا ناز و
کم روئی مکن
من زخوش بینی خود ، خوردم فریب
روزگار 
از تهِ دل جان بخواه ، امّا تو
بد قولی مکن 
اما چنین جواب دریافت کردم
:
نغز سخن دوست گرچه نهان است
صدق سخنش جان، گويی عيان
است
عيب رنديش مكن ، كه بود بضعت او
بپذير قولش تو به جان ، مزن طعنه
بدو
ناز يار شيرين كشيدن چه خوش است
چونکه او هم به عشوه و ناز دلخوش
است
.jpg)