آیا علی کسی بود که علم غیب داشت، از طرف خدا و پیامبر جانشین تعیین شده بود اما جایگاهش را به ابو بکر واگذار کرد؟

نتیجه مطلب:
اهل تشیع معتقدند:
۱- کافران انتظار داشتند كه آئين اسلام قائم به شخص باشد، و با از ميان رفتن پيغمبر اوضاع به حال سابق برگردد، و اسلام تدريجا برچيده شود.
۲- علی ع رسما جانشين انتخاب شد و کافران نا امید شدند.
۳- در اصل از طرف خدا تعین شده بود.
۴- علی ع کسی بود که به تمامی مايحتاج انسانها علم داشت. چه در امر معاش و دنيايشان ، و چه در امر معاد و دينشان. اعمال بندگان خدا هرگز از نظرش پوشیده نبود.
۵- مقام علی امامت بود که از مقام رسالت و نبوت بالاتر بود و مرتبه علی هم از سائر پیمبران بالا تر است.
۶- وظیفه علی ع تحقق بخشيدن برنامه هاى دينى اعم از حكومت به معنى وسيع كلمه ، و اجراى حدود و احكام خدا و اجراى عدالت اجتماعى بود.
۷- علی ع جانشین محمد ص بود و پیرو خط مشی او....
این ۷ ادعاء از دیدگاه قرآن و عقل مردود است. توضحیات در ادامه ...

می گویند:
امامت عبارت است از تحقق بخشيدن برنامه هاى دينى اعم از حكومت به معنى وسيع كلمه ، و اجراى حدود و احكام خدا و اجراى عدالت اجتماعى و همچنين تربيت و پرورش نفوس در ((ظاهر)) و ((باطن )) و اين مقام از مقام رسالت و نبوت بالاتر است ، زيرا ((نبوت )) و ((رسالت )) تنها اخبار از سوى خدا و ابلاغ فرمان او و بشارت و انذار است اما در مورد ((امامت )) همه اينها وجود دارد به اضافه ((اجراى احكام )) و ((تربيت نفوس از نظر ظاهر و باطنتفسير نمونه ، جلد 1، صفحه : 438
اينكه امامت مقامى است كه بايد از طرف خداى تعالى معين و جعل شوداينكه اعمال بندگان خدا هرگز از نظر امام پوشيده نيست ، و امام بدانچه كه مردم ميكنند آگاه است.اينكه امام بايد بتمامى مايحتاج انسانها علم داشته باشد، چه در امر معاش و دنيايشان ، و چه در امر معاد و دينشانترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه : 415
درتفسير نمونه ، جلد 1، صفحه : 442 ضمن تفسیر آیه ۱۲۴ بقره آمده استاز آيه مورد بحث ، ضمنا استفاده مى شود كه امام (رهبر معصوم همه جانبه مردم ) بايد از طرف خدا تعيين گردد، زيرا اولا امامت يك نوع عهد و پيمان الهى است و بديهى است چنين كسى را بايد خداوند تعيين كند كه او طرف پيمان است.ثانيا افرادى كه رنگ ستم به خود گرفته اند و در زندگى آنها نقطه تاريكى از ظلم اعم از ظلم به خويشتن يا ظلم به ديگران و حتى يك لحظه بت پرستى وجود داشته باشد، قابليت امامت را ندارند و به اصطلاح امام بايد در تمام عمر خود معصوم باشداگر با اين معيار بخواهيم جانشين پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را تعيين كنيم كسى جز امير مؤ منان على (عليه السلام ) نمى تواند باشد.

در تفسير نمونه جلد 4 صفحه 265 ضمن تفسیر الیوم که در آیه ۳ مائده، آمده است:منظور روز غديرخم است ، روزى كه پيامبر ص امير مؤ منان على ع را رسما براى جانشينى خود تعيين كرد، آن روز بود كه كفار در ميان امواج ياس فرو رفتند، زيرا انتظار داشتند كه آئين اسلام قائم به شخص باشد، و با از ميان رفتن پيغمبر اوضاع به حال سابق برگردد، و اسلام تدريجا برچيده شود، اما هنگامى كه مشاهده كردند مردى كه از نظر علم و تقوا و قدرت و عدالت بعد از پيامبر ص در ميان مسلمانان بى نظير بود بعنوانجانشينى پيامبر انتخاب شد و از مردم براى او بيعت گرفت ياس و نوميدى نسبت به آينده اسلام آنها را فرا گرفت و فهميدند كه آئينى است ريشه دار و پايدار.
۱کافران انتظار داشتند كه آئين اسلام قائم به شخص باشد، و با از ميان رفتن پيغمبر اوضاع به حال سابق برگردد، و اسلام تدريجا برچيده شود. ؟؟؟
این ادعا باطل است جون خداوند متعال قبلاً تفهیم کرده بود که اسلام قائم به شخص نیست و به پیامبر گفته بود: به مردم بگو: «این راه من است من و کسانی که از من پیروی کردند، با بصیرت، به سوی خدا دعوت می‌کنیم! ۱۰۸ یوسف
پیروان پیامبر را هم خطاب قرار داده و گفته بودشما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‌ايد: به كار پسنديده فرمان مى‌دهيد، و از كار ناپسند بازمى‌داريد، و به خدا ايمان داريد. ۱۱۰ آل عمران
در مورد قرآن هم گفته بود: که بیانگر همه چیز، و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است! ۸۹ نخل
۲- علی ع رسما جانشين انتخاب شد و کافران نا امید شدند؟؟
درغدیر کافری وجود نداشت که بانزول آیه اکمال ناامید شوند چون همه مهاجر یا انصار بودند که از حج بر می گشتند و علی هم در آنجا از طرف پیامبر جانشین انتخاب نشد. اگر چنین بود بعد از فوت رسول الله انصار که خدا از آنها در ۷۴ انفال به عنوان مومنان حقیقی یاد کرده است، مجبور نبودند که در ثقیفه شوری تشکیل بدهند و در نهایت ابوبکر را جانشین تعیین کنند.
۳- در اصل از طرف خدا تعین شده بود؟؟
 علی از طرف خدا جانشین و امام تعین نشده بود. وگرنه حتماً خداوند متعال همانطور که در قرآن به صراحت گفته است: لَا إِلَـٰهَ إِلَّا اللَّـهُ و مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّـهِ به صراحت میگفتعلیاً ولیُ الله، علی امام من الله و علی.... حد اقل جزئیات را واگذار می کرد. نماز، روزه، زکات و ... با وجود اینکه از آن مهم تر نبودند اما باصراحت.
۴- علی ع کسی بود که به تمامی مايحتاج انسانها علم داشت. چه در امر معاش و دنيايشان ، و چه در امر معاد و دينشان. اعمال بندگان خدا هرگز از نظرش پوشیده نبود؟؟
این صفات با این گستردگی فقط ویژه خداوند متعال است و علی پیامبر هم نیست تا خداوند یعضی از امور را به او از طریق فرشته وحی کند.
خداوند در قرآن در دوازده جا علم غیب را صفات ویژه اش قرار داده و خودش را عالم الغیب نامیده است.
در پنج آیه ذیل با تاکید زیاد غیب را کار مختص خودش معرفی می کند:
در ایه ۱۲۳ هود غیب را به خودش اختصاص داده و می گویدغیب آسمانها و زمین مختص خداوند است و همه کارها به سوی او باز گردانده می‌شود، پس او را بپرست و بر او توکل کن و پروردگارت از کار و کردارتان غافل نیست‌.
در ۳۳ بقره خدا به فرشتگان مقرب خود می گوید:«آيا به شما نگفتم كه من غیب آسمانها و زمين را مى‌دانم؛ و آنچه را آشكار مى‌كنيد، و آنچه را پنهان مى‌داشتيد مى‌دانم؟»
در ۲۰ یونس به پیامبرش می گوید:بگو: غيب ویژه خداست. انتظار بكشيد. من نيز با شما منتظر مى‌مانم
در ۶۵ نمل به پیامبرش می گویدبگو هیچ‌کس جز خداوند در آسمان و زمین غیب نمی‌داند
در ۵۹ انعام به پیامبرش می گوید:بگوو کلیدهای غیب نزد اوست و هیچ‌کس جز او آن را نمی‌داند
در این ۳ آیه نشان می دهد که خود حضرت محمد ص هم غیب را نمی دانست:
در ۵۰ انعام به پیامبرش می گویدبگو من به شما نمی‌گویم که خزاین الهی نزد من است، و غیب نیز نمی‌دانم،
در ۹ احقاف به پیامبرش می گویدبگو من‌ پدیده‌ای نو ظهور در میان پیامبران نیستم، و نمی‌دانم بر من و بر شما چه خواهد رفت، جز از وحیی که به من می‌شود، از چیزی پیروی نمی‌کنم.
در ۱۸۸ اعراف به پیامبرش می گویدبگو که برای خود اختیار سود و زیانی ندارم مگر آنچه خدا بخواهد، و اگر غیب می‌دانستم خیر فراوان برای خود کسب می‌کردم و هیچ ناگواری به من نمی‌رسید
آیه ۲۶ ،۲۷ و ۲۸ جن را وقتی کنار هم بگذاریم ظاهراً در ذهن چنین تداعی می شود که پیامبران غیب را می دانند و این با تمام آیه های دال به انحصار غیب به خداوند است و آیه های که علم غیب را از پیامبران منتفی کرده است در تناقض خواهد بود و اگر دقت بیشتر به خرج بدهیم مشخص می شود که خدا علم غیب و یا همه اسرار را در اختیار پیامبرش نمی گذارد بلکه آن دسته از ضروریاتی را که به رسالتش مربوط است در اختیارش قرار می دهد آن هم به پیامبر نه بر کس دیگر و از طریق وحی و آیه ۴۹ هود این مطلب را روشن تر خواهد کرد.
اوست عالم الغیب، که هیچ کس را از غیب خویش آگاه نمی‌سازد (۲۶)مگر پیامبری که او بپسندد، که پیشاپیش و پشت سر او نگهبانانی راه دهد (۲۷)تا معلوم بدارد که رسالت پروردگارشان را گزارده‌اند و به آنچه نزد آنان است احاطه دارد، و هر چیز را به شماره می‌شمارد (۲۸)
بعضی آیت های دیگر نشان می دهد که خداوند فقط بعضی از اسرار مشخص شده را به عنوان معجزه در اختیار پیامبرانش قرار داده بود.
۵- مقام علی امامت بود که از مقام رسالت و نبوت بالاتر بود و مرتبه علی هم از سائر پیمبران بالا تر است؟؟

۵- این از دیدگاه قران کاملا مردود است. چون خداوند متعال به صراحت تعدادی از پیامبران را اسم برده و از برتری آنها بر جهانیان صحبت می کند و می گویدبه حقیقت خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید. ۳۳ال عمران و به ابراهیم اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را هدایت کردیم، و نیز پیش از آن نوح را راه نمودیم و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از زاد و رود او بودند، و بدین‌سان نیکوکاران را جزا می‌دهیم‌ (۸۴)و نیز زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را، که همگی از شایستگان بودند (۸۵)و نیز اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را و همگیشان را بر جهانیان برتری دادیم‌ (۸۶) انعام
در مورد علی چنین چیزی نیامده است و نمی توانیم برپایه قیاس و برداشت شخصی مان از کلمه انفسنا ، آیاتی را که به صراحت برتری پیامبران را بیان می کند رد کنیم و بگویم پیامبر ص که از همه پیامبران برتر است، علی را نفس خود خواند لذا علی نیز از همه پیامبران برتر خواهد بود. با وجود این که انفس در زبان عربی به معنی همدیگر، یکدیگر، برادر و مردم هم اطلاق می شود. خدا به پیامبرگفت بگو: نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ مثل: وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ. یعنی:بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، و ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما همدیگر مان را و شما همدیگر تان را دعوت کنیم. پیامبر هم نوه هایش را با دختر و دامادش دعوت کرد.این دعوت بیانگر محبوبیت این اشخاص به رسول الله هم باشد اما معنی برتری به پیامبران خدا را نخواهد داد.
یکی از ارکان دین، ایمان به پیامبران است که خداوند متعال در ۲۸۵بقره بیان کرده استپیامبر به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است، ایمان آورده است و مؤمنان هم، همگی به خداوند و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش ایمان آورده‌اند [و می‌گویند] بین هیچ‌یک از پیامبران او فرق نمی‌گذاریم، و می‌گویند شنیدیم و اطاعت کردیم، پروردگارا آمرزش تو را خواهانیم و بازگشت به سوی توست‌. پس ایمان به علی و ائمه کو؟
پیامبران حجت خدا بر مردم معرفی شدند و در آیه ۱۶۵ نساء آمده است:پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند. از حجت بودن علی و بقیه ائمه خدا چیزی نگفته است.
خداوند در قرآن پیامبران را توصیف می کند و از آن ها اسم می برد حتی از شهداء، صديقين، مهاجرين، انصار، متقين، صابرين و ... اما از علی و بقیه ائمه اسمی نمی برد.
خداوند در قرآن از معجزه پیامبران نام می برد و از معجزه تایید امامت علی و ائمه حرفی نمی زند.
دربهشت خداوند بالاترین مقام را به پیامبران داده است و در آیه ۶۹ نساء گفته استو كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند، در زمره كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته [يعنى‌] با پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگانند و آنان چه نيكو همدمانند. اما مقامی برای ائمه وجود ندارد.
۶- وظیفه علی ع تحقق بخشيدن برنامه هاى دينى اعم از حكومت به معنى وسيع كلمه ، و اجراى حدود و احكام خدا و اجراى عدالت اجتماعى بود؟؟
۶- اگر افسانه ای را که تشیع به صدر اسلام نسبت می دهند باور کنیم، چنین به نظر می رسد که علی به وظیفه اش عمل نکرده است. چون به اعتقاد تشیع حکومت را ابوبکر غصب کرد و بعد به عمر و عثمان رسید، حدود و احکام را که اینها اجرا می کرد، در دین بدعت های زیادی وارد نمودند. از عدالت اجتماعی خبری نبود تا انجا که به یگانه دختر پیامبر شان رحم نکردند، حق او را غصب کردند، خانه اش را آتیش زدند،خودش مورد ضرب و شتم قرار دادند که در اثر آن بچه اش سقط کرد و خودش به شهادت رسید.
۷- علی ع جانشین محمد ص بود و پیرو خط مشی او....؟؟
رسول الله حتی در زمانی که مسلمانان در اقلیت قرار داشتند و توان مقالبه با دشمن در آنها نبود،حاضر نشدند سمت خود را به کسی بدهند و زیر بار ظلم قرار بگیردند بلکه در فرصت به دست آمده هجرت کردند.
۷- اگر چنین بود هیج موقع علی حاضر نمی شد مقامش را آنها بگیرند و او نرمش نشان بدهد. چون از دیدگاه تشیع وقتی به صدر اسلام نکاه میکنیم آنها نه تنها کافر بلکه ظالم ترین انسان روی زمین بوده اند. ودستور خدا این بود: با كافران و منافقان بجنگ و با آنان به شدت رفتار كن. ۷۳ توبه. هرکس که ستم بر شما کرد، به همان گونه که بر شما ستم می‌کند، بر او "ستم" روا دارید. ۱۹۴ بقره