ابن زیاد به اقدامی خطرناک دست زد و هیچ انگیزه ای برای این کار جز خودنمایی و انتقام نداشت، او به حر بن یزید با لشکری هزار نفره دستور داد که در شراف اردو بزند و چون حسین را دید، رهایش نکند تا آن که او را به کوفه ببرد. [1]
حسین برخاست و دو خورجین پر از نامههای اهل کوفه را که از او دعوت کرده بودند بیرون آورد، حر و همراهیانش هر گونه ارتباطی با آن نامهها را منکر شدند. [2]
آن گاه حسین از رفتن به کوفه به همراهی حر شدیدا ممانعت نمود، حر به وی پیشنهاد نمود مسیری غیر از کوفه و مدینه را در پیش بگیرد، و حر در این مورد به ابن زیاد و حسین به یزید نامه بنویسند[3] و عملا نیز حسین از راه عذیب و قادسیه به چپ گرایید و به شمال راه شام را در پیش گرفت[4].
حر در کنار حسین حرکت میکرد و به وی توصیه نمود که جنگ نکند و گفت در صورتی که به جنگ بپردازد کشته خواهد شد.[5]
هنگامی که حسین به کربلا رسید لشکر عمر بن سعد به همراهی شمر بن ذی الجوشن و حصین بن تمیم از راه رسید[6]. لشکری که عمر بن سعد فرماندهی آن بود از چهار هزار جنگجو تشکیل شده بود، این لشکر در اصل باید به سوی ری و به جنگ دیلم میرفت و هنگامی که ابن زیاد از عمر بن سعد خواست که به جنگ حسین برود، ابتدا نپذیرفت، اما ابن زیاد عمر بن سعد را تهدید کرد که در صورتی که از او اطاعت نکند، او را از فرماندهی برکنار و خانه اش را ویران میکند و خودش را میکشد عمر بن سعد در برابر این انتخاب سخت راضی گشت[7].
وقتی که حسین به کربلا رسید و لشکریان ایشان را محاصره کردند، گفت: نام این سرزمین چیست؟ گفتند: کربلا، گفت: رسول الله ص راست فرمودند این سرزمین کرب و بلا (غم و مصیبت) است[8] و تمام آن منطقه را "طف"[9] مینامند.
[7]- ابن سعد: ط 5/377، طبری 5/409، یعقوب: المعرفة و التاریخ 3/325، ابن عساکر: ترجمة الحسین 209 و 210.
[8]- هیثمی 9/192 گفته است: طبرانی آن را روایت کرده و در سندش یعقوب بن حمید بن کاسب وجود دارد که او ضعیف است و توثیق نیز شده است. المحن از ابومعشر از برخی شیوخ خود، این سند بسیار ضعیف است، اما آن چه در دلائل النبوة 2/581 ابونعیم آمده است که هنگامی که علیس از کربلا گذشت فرمود: سواری هایشان اینجا به زمین میخوابد، محقق آن گفته است: در این سند سعد بن طریف و اسبغ بن نباته وجود دارند و هر دو متروک هستند، نگا: الخصائص 2/452. بوصیری گفته است: اسحاق با سند ضعیفی آن را روایت کرده و محقق گفته است: در سندش آمده که: مردی از بنی ضبه، و آن شناخته نیست، و راوی از ابو یحیی به نظر من مصدع است و ندیده ام که کسی او را توثیق کرده باشد (المطالب العالیة 4/326).
اما این که ابن عباس گفته است: ما در زمانی که اهل بیت وجود داشتند، شک نداشتیم که حسین در طف کشته میشود، ذهبی گفته در سندش حجاج بن نصیر وجود دارد، که متروک است (المستدرک 3/179) و اما اینکه ابن عساکر با سند خود از ام سلمه رضی الله عنها آورده است که: جبرئیل به رسول الله ج خبر داد که حسین کشته میشود و خاک آن سرزمین را که کربلا نامیده می شود به ایشان نشان داد (ابن عساکر: ترجمة الحسین 176) در سند آن ، ابان بن ابی عیاش وجود دارد که ذهبی در میزان الاعتدال 1/13 بعد از نقل این خبر گفته: امام احمد گفته است که محدثین حدیث ابان را رها کرده اند و نگا: المغنی فی الضعفا 1/7 و دارقطنی گفته است متروک است. "الضعفا و المتروکین ص 64" و نگا: سیوطی: الحبائک فی أخبار الممالک ص 44. ابوزرعة: طرح التثریب 1/199.
[9]- الطف در لغت به سرزمین مشرف بر صحرای عراق گفته میشود. سرزمینی در ناحیه کوفه. یاقوت 4/35-36، سعید علی المرصفی: رغبة الآمل 3/34.