سيّده ما فاطمه ـ رضيالله عنهاـ چون زير نظر پدر بزرگوار خود تربيت يافت، از اخلاق بسيار والايي برخوردار بود، كه
اگر امروزه
زنان و دختران مسلمانان، او را الگو و پيشواي خود دانسته و در اخلاق از او پيروي
نمايند سربلندي دنيا و نيكبختي آخرت خود را به دست خواهند آورد و خانهي خود را بهشت دنيا خواهند
نمود. چند نمونه از اخلاق اين بزرگوار:
*
آن حضرت ـ رضيالله عنهاـ از كينه و دشمني، حسد و تمنّاي زوال نعمت ديگران، غيبت
و پشت سرگويي، كوچك شمردن ديگران، مسخره كردن مردم، تكبّر و غرور پاك و منزّه
بود.
ميدانست
كه اگر انسان يكي از اين صفات رذيله را در دل خود جاي دهد، ايمان خود را
از دست داده و در نتيجه هميشه احساس دلتنگي و ناآرامي كرده و در آخرت به عذابهاي سخت و پي
در پي دوزخ
گرفتار خواهد شد.
*
احترام همه كس را به جا ميآورد، و به همه كس نيكي ميكرد؛ به دوستان خود هديه و
به نيازمندان صدقه ميداد و به ديدن اقوام و خويشان ميرفت.
*
از بدي بدگويان و اذيّت نابكاران گذشت مينمود و هيچگاه به كسي سخن تند نگفت.
*
خاموشي را اختيار نموده و تا وقتي كه حاجتي به سخن گفتن نبود حرف نميزد. به
همين علت در كتب حديث، روايتهاي اندكي از او ديده ميشود.
سيّدتنا
فاطمه ـ رضيالله عنهاـ روزي در خانهي خود نشسته بود كه پدر بزرگوارش وارد شد، او
را ديد كه خاموش نشسته و آثار خستگي كار منزل در او پيدا است. به او فرمود:
اي
دخترم، بهتر است به جاي خاموش نشستن، زبان خود را مشغول ذكر خدا و دعا در بارگاه او تعالي
نمايي و بگويي:
«يا
حَيُّ يا قيُّوم برَحْمَتكَ أسْتَغيْثُ أَصْلِحْ ليْ شَأْنيْ، لا تَكِلْنيْ
إلى
نَفْسيْ طَرفَةَ عَينٍ».
اي
زنده و اي پاينده، به مهرباني تو دست نياز بر ميدارم كه همهي كارم را نيكو سازي و مرا براي
لحظهاي به خويشتن وا مگذار.
و
چون سعادت دنيا و آخرت را در پيروي نمودن از پدر بزرگوارش كه پيغمبر
اسلام r است، ميدانست، هيچگاه دلش از ياد خدا غافل نماند.
*
از خانهي خود بيرون نميرفت مگر در وقت ضرورت، و هميشه با متانت و آرامي
راه ميرفت و در حال راه رفتن به اين سو و آن سو نمينگريست.
*
كار منزل و خدمتگزاري شوهر و تربيت فرزندان را بعد از پدر بزرگوارش بر همه چيز
مقدّم ميداشت، و ميدانست كه اگر زن در خدمتگزاري شوهر و تربيت فرزندان سهلانگاري نمايد تمام
عبادات خود
را به باد داده و دوزخ را براي خويش آماده نموده و لعنت و بدگويي فرشتگان و مردم
را به خود نسبت داده است.
*
او هميشه به وعدههاي خود وفا مينمود و در سخن خود راستگو بود و اسرار ديگران
را نگه ميداشت.
*
او در زندگي خود قانع و به قسمت خود راضي بود و ميدانست كه حرص ورزيدن و آزمند
شدن، انسان را پريشان و دل را آزرده ميكند. و هميشه وصيّت پدر ارجمندش را در نظر داشت كه به
او فرمود:
اي
فاطمه! بر سختيهاي دنيا پايدار باش تا به خوشيهاي أبدي آخرت
دستيابي. او طبق همين وصيّت همهي
سختيها را تحمّل نموده و با طيب خاطر عبادت پروردگار به جا ميآورد و هيچگاه به مال
و ثروت ديگران
چشم نميدوخت و توصيهي پدر بزرگوارش كه فرموده بود: (بينيازي و توانگري با
زيادي مال و دارايي نيست، بلكه رفاه و آسايش با غناي نَفْس
است»، را هميشه در نظر داشت.
*
او هيچگاه به زينت و آرايش دنيا دل نميبست، چون دنيا را كشتزار آخرت ميدانست و
در همهي احوال خود، مرگ و ماجراهاي بعد از مرگ را در نظر داشت و خود را براي آن روز آماده
مينمود و در حال
لبخند و خشنودي كامل و شوق ديدار پروردگار و همجوار پدر بزرگوار خود دنياي فاني
را وداع كرد([1]).
