فراموش نکنیم اوضاعی که در آن با ابوبکر و عمر و عثمان رضی الله عنهم بیعت شد و زمانی که معاویه برای پسرش یزید بیعت گرفت بسیار متفاوت است. خلافت ابوبکرصدیق برای همه امت خیر و صلاح بود، با مرتدان جنگید و دین الهی استوار و ماندگار شد، ابوبکر و عمر و سایر اصحاب و اهل بیت علیه مخالفان ید واحدی بودند و در دوران آنان اختلافی بروز نکرد و کسی به مخالفت بر نخواست، خلافت آنان مورد اتفاق همه بود و همگان مطیع و فرمانبردار ایشان بودند. پس از آنکه عمر ضربه خورد توصیه کرد که یکی از شش نفر که از عشرهی مبشره هستند برای خلافت انتخاب شود که عبارت بودند از عثمان بن عفان، علی بن ابی طالب، زبیر بن عوام، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص، طلحه بن عبیدالله رضی الله عنهم.
یکی از این شش نفر باید
خلیفه میشد که همهی آنان صلاحیت و فضیلت داشتند و به بهشت
مژده داده شده بودند و در اسلام نیز سابقهی
درخشان داشتند و در نتیجه همهی مردم به فضل و
بزرگواری و سابقهی دینداری آنان معترف
بودند.
پس از رایزنی با صحابه رضی
الله عنهم عثمان ذیالنورین چون که برترین کاندیداهای خلافت مسلمین بود به این
منصب برگزیده شد، در اواخر خلافت ایشان فتنه سر بر آورد و ایشان محاصره گردیده و
مظلومانه شهید شد، پس از وی علی س خلافت را به عهده گرفت، همهی مردم برای بیعت با وی همصدا نبودند،
چرا که ایشان و کسانی که پیرامونش بودند متهم به دست داشتن در قتل خلیفه بودند، و
یا لااقل متهم بودند که با شورشیان تساهل کردند که نهایتا عثمان س میان آنها به
شهادت رسید.
سرزمین شام با فرماندهی
معاویه س جریان مخالف را تشکیل میدادند، شامیها در پی انتقام قاتلان عثمان که بخشی از
سپاه علی بودند بر آمدند، درگیری و تفرقه آغاز شد، گروهی از مسلمانان کشته شدند و
این نکته، نکته آغاز و پیدایش فرقههایی همچون خوارج و
غیره گردید.
موقعیت جامعهی اسلامی آن
دوران با توجه به تحول فکری و اعتقادی طیفی از جامعه، امیر معاویه را بر آن داشت
که در انتخاب خلیفه و جانشین خود تجدید نظر کند.
شامیها
در ارزشها و آرمانهای خویش ثبات بیشتری داشتند و از این
رهگذر معاویه س توانسته بود که در مقابل اهل عراق پیروزیهایی
بهدست آورد، عراقیها که شورشیان متهم به قتل عثمان س در
میان قبایل آنان نفوذ کرده بودند، وجه مشترک و رابطهی دینی مشخصی که آنان را به
هم بدوزد نداشتند و علاوه بر آن اختلافافکنان و فتنهگرایان که یکی از عوامل
ناکامی علی س و منبع اصلی اذیت و آزار ایشان و فرزندانش پس از وی بودند، در عراق
کم نبودند[1].
اما اهل حجاز، صحابه و
بزرگان تابعین، فقها و علمای بلندپایه را در میان خود داشتند و حجاز در آن دوران
به حق نمایندهی اسلام بود، نه فکر
و اندیشه باطلی در آن ظهور کرده بود و نه از منکرات و بدعتها
خبری. محیط حجاز، محیط علم و دین و تقوا بود؛ زیرا صحابه و فرزندانشان هم در مکه و
هم در مدینه وجود داشتند.
در میان اهل حجاز افراد
سرشناس و شاخصی از فرزندان صحابه همچون: حسین بن علی، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن
عمر، عبدالرحمن بن ابوبکر رضی الله عنهم به عنوان نامزدهای اصلح برای تصدی خلافت
پس از معاویه س وجود داشتند.
در اینجا یک سؤال بسیار مهم
مطرح است وآن اینکه: چرا معاویه س یکی از این چهار نفر را بر نگزید؟
در پاسخ میگوییم: اتفاق
تمام مناطق بر یک فرد معین کار بسیار مشکلی بود؛ زیرا هنوز میان آنان اختلافاتی
وجود داشت.
شامیها،
عراقیها را به عنوان پناهگاه
شورشیان قاتل عثمانس میدانستند، بعید بود که اهل شام از ارزشها واهدافی که بخاطر آن شمشیر زدهاند،
یعنی حمایت وخونخواهی خلیفهی مظلوم، تنازل کنند، پس چگونه شامیها میتوانستند نامزدی را بپذیرند که
مورد حمایت اهل عراق است؟
شامیها
عموما اهل حجاز علی الأخص اهل مدینه را مسؤل قتل عثمان س میدانستند، در حضور آنان
و جلوی چشمشان شورشیان یک ماه خلیفه را محاصره کردند واز دیوار منزل وی بالا رفتند
وخلیفه را شهید کردند، اما اهل مدینه هیچ کاری انجام ندادند، بنابراین – از دیدگاه
شامیها- عاقلانه نبود که
نامزدی از اهل مدینه را برای تصدی خلافت بپذیرند[2].
شامیها به نامزدی که از
عراق ومدینه بخواهد خلافت را به عهده بگیرد، چنین دیدگاهی داشتند، دیدگاه اهل عراق
نیز در مورد جانشین معاویه س با دیدگاه شامیها
تفاوت چندانی نداشت.
عراقیها
حسین بن علی س را حمایت و تأیید میکردند وبه مشکل میتوانستند
به فردی دیگری به جای ایشان رضایت دهند.
از این گذشته افرادی که
نامزد بودند به طور کامل مورد تأیید اطرافیان و معاصرین خود نبودند، بنیامیه نمیخواستند
که خلافت به فردی غیر از قبیلهی آنان برسد، آنان
بزرگترین قبیلهی قریش واهل سیادت وامارت بودند[3].
برای بر چیدن اختلافات که
بسا امت را در ورطه درگیریهای جدیدی میانداخت
و کیان حکومت اسلامی را متزلزل می ساخت، معاویه س پسرش یزید را تنها نامزدی میدید
که از حمایت اهل شام که در استقرار دولت نقش اساسی را ایفا میکردند، برخوردار
است.
معاویه س انگیزه اش را از
ولایت عهدی یزید هنگامی که در آخرین حج خویش از بزرگان فرزندان صحابه تأییدیه جمع
میکرد، ابراز نمود، آن جز بیم این که پس از مرگ وی اختلاف دامنهی گسترده تری
پیدا کند[4] وامت
را درگیر جنگی خانمانسوز گرداند که آن سرش ناپیداست، چیزی دیگری نبود.
[2]- برای
پاسخ دادن به این شبهات: نگا: رساله کارشناسی ارشد برادر محمد عبدالله الغبان در
مورد فتنه و قتل عثمان که سال 1411هـ در دانشگاه اسلامی مدینه بررسی شد و دار
العبیکان آن را چاپ کرده است، وهمچنین رسالهی
عبدالحمید علی ناصر در مورد خلافت علی س که سال 1413هـ در دانشگاه مذکور
بررسی گردید وتوسط مکتبة الرشد به چاپ رسیده است.
[3]- خاندان
بنی امیه مزایای عدیده ای داشتند که با توجه به آن رسول الله تعدادی از آنان را
ولایت دادند و به منصب امارت انتصاب نمودند، راویان وتاریخ نگاران همه متفق
القولند که هنگام وفات رسول الله ص عتاب بن اسید امیر مکه، خالد بن سعید
امیر صنعاء، ابوسفیان بن حرب امیر نجران، ابان بن سعید بن العاص امیر بحرین، سعید
بن القثب ازدی هم پیمان بنیامیه،
امیر جرش و پیرامون آن، مهاجر بن بنی امیة مخزومی امیر کنده و صدف، عمرو بن العاص
امیر عمان و عثمان بن ابی العاص امیر طائف بودند که همه اینان از بنی امیه هستند.
نگا: بلاذری، انساب الأشراف ج1 ص529-530، ابو حیان توحیدی، الإمتاع والمؤانسة ج1
ص74. شیخ الإسلام ابن تیمیة منهاج السنة ج2 ص74. ابوحیان میگوید:
وقتی که رسول الله ص این پایه را گذاشتند و آنان را مطرح کردند، چگونه
امیدوار وخواهان امارت نباشند، وخود را از دیگران مقدمتر
نپندارند، الإمتاع والمؤانسة: ج2 ص74.
مقریزی میگوید:
نا گفته پیداست که انتصاب بنی امیه به این مناصب از جانب رسول الله ص اشاره
ای است به این که، خلافت به آنان خواهد رسید، النزاع والتخاصم ص63-64.