موضع اھل سنت و جماعت در قبال جنگھای میان صحابه، عدم سخن گفتن در
مورد آن مشاجرات است مگر به صورتی که در شأن صحابه باشد، زیرا غور و فرورفتن در آن، ایجاد دشمنی و کینه و بغض نسبت به یکی از دو طرف میشود ومیگویند: بر ھر مسلمانی واجب است ھمه را دوست داشته و از آنان راضی وخشنود باشد و بر آنان رحمت بفرستد و به فضائل و سوابق آنان اقرار داشتهباشد و مناقب آنان را منتشر گرداند و چنین اعتقاد داشته باشد که این جنگ کهاز آنان سر زده است از روی اجتھاد بوده است و ھمه در اجتھاد خود به صواب یابه خطا رفته باشند ثواب و پاداش دارند، با این تفاوت که کسی که به صواب رفتهاست دو برابر کسی که به خطا رفته است ثواب میبرد و قاتل و مقتول صحابه دراین جنگھا در بھشت ھستند. اھل سنت جایز ندانسته اند که در مورد مشاجراتآنان غور و تفصیل نگری شود. قبل از اینکه به بخشی از اقوال اھل سنت در موردموضع آنان نسبت به مشاجرات میان صحابه اشاره نمایم، نصوصی را بیان میکنمکه به حوادث میان صحابه و صفات آنان در این جنگھا اشاره دارند میپردازم. ایننصوص عبارتند از: (1)
-1 خدای متعال در 9 حجراتمیفرماید: و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم در افتند، میان آنان سازش دهید، و اگر یکی از آنها بر دیگری تعدی کرد، پس با آنکه تعدی پیشه کرده است کارزار کنید، تا آنکه به سوی امر الهی باز آید، و اگر باز آمد، آنگاه میان آنان دادگرانه سازش دهید، و به داد بکوشید که خداوند دادگران را دوست دارد
در این آیه خدای متعال فرمان داده که اگر میان مؤمنان جنگی روی داد میان آنان صلح و سازش برقرار شود، زیرا آنان با ھم برادر ھستند و این جنگ آنان را از صفت مؤمن بودن خارج نمیکند، زیرا خدای متعال آنان را مؤمن نامیده و امر کرده که میان آنان صلح و سازش برقرار شود. پس اگر نزاع میان عامه مؤمنان روی دھد و آنان بهاین خاطر از مؤمن بودن خارج نشوند، پس صحابه رسول خدا که در نبرد جمل و جنگھای بعد از آن با ھم جنگیدند اولی بهاین ھستند که در نام ایمان مذکور در آیه داخل شوند. پس آنان ھمواره مؤمن حقیقی بوده و مشاجره میانشان آنان را به ھیچ وجه از ایمان خارج نمیکند، زیرا این جنگ از روی اجتھاد روی داده است. (2)
-2 از ابوسعید خدریس روایت است که گفت: رسول خدا فرمود: در ھنگام ایجاد اختلاف و تفرقه میان مسلمانان گروھی از حدود شرعی تجاوز کرده و با دیگر مسلمانان می جنگند و طائفه اولی به حق، آنان را میکشند. (3)
منظور از تفرقه مورد اشاره در حدیث، اختلاف میان علی و معاویه است و حدیثھر دو گروه را به این توصیف کرده که مسلمان ھستند و دستاویز به حق می باشند. این حدیث یکی از نشانه ھای نبوت رسول خدا است، زیرا به ھمانشکلی که رسول خدا خبر داده بودند این رویداد رخ داد و در این حدیث حکم بهمسلمان بودن ھر دو گروه، یعنی مردم شام و مردم عراق داده شده است، وچنان نیست که رافضیان و افراد نادان اعلام میدارند و میگویند اھل شامکافر ھستند. ھمچنین در این حدیث بیان شده که علی و یارانش به حق نزدیکتر و اولی ھستند. دیدگاه اھل سنت و جماعت ھمین است یعنی معتقدند کهعلی در اجتھاد به صواب رفته است گرچه معاویه ھم مجتھد بوده است و معاویهھم إن شاء لله مأجور است، لکن چون علی امام بود و در اجتھادش به صوابرفت دو اجر دارد، زیرا رسول خدا میفرمایند: اگر حاکم اجتھاد کرد و به رأیدرست دست یافت دو اجر دارد اما اگر به خطا رفت تنھا یک اجر دارد. (4)
-3 از ابی بکره روایت است که گفت: رسول خداص داشت سخن میگفت کهحسن بن علی آمد. رسول خدا فرمود: این پسر من انسان بزرگی است و بساکه خداوند به وسیله او میان دو گروه بزرگ از مسلمانان صلح برقرار نماید.(5) دراین حدیث رسول خدا گواھی داده اند که ھر دو گروه عراق و شام مسلمانھستند. این حدیث ردّی صریح بر سخن خوارج است که علی و معاویه وھمراھانشان را کافر میدانستند، زیرا حدیث شھادت داده که ھر دو گروهمسلمان ھستند. به ھمین دلیل سفیان بن عیینة میگفت: اینکه رسول خدافرموده است "دو گروه از مسلمانان" جداً باعث شگفتی ما است. بیھقی
میگوید: دلیل شگفتی آنان این بود که رسول خدا ھر دو گروه را مسلمان نامیده است. این خبری از رسول خدا در مورد این است که حسن بن علی بعد از وفات علی، خلافت را بدست معاویه بن أبی سفیان میدھد. (6)
احادیثی که قبلاً بیان شدند به این اشاره دارند که مردم عراق که ھمراه علی بودند و مردم شام که ھمراه معاویه بودند رسول خدا آنان را امت خود توصیف کرده است. (7) ھمچنین ھر دو را به این توصیف کرده که دستاویز به حق می باشند و از حق خارج نشده اند. ھمچنین در مورد آنان شھادت داده که بر ایماناستمرار دارند و به سبب این جنگی که میان آنان روی داد از ایمان خارج نشده اند و مشمول معنای عام این آیه میباشند که در 9 حجرات میفرماید:
ھرگاه دو گروه از مؤمنان با ھم به جنگ پرداختند، در میان آنان صلح برقرار سازيد قبلاً بیان شد که مدلول آیه شامل آنان نیز میشود. پس آنان به خاطراین جنگھا کافر و فاسق نشده اند، بلکه مجتھدانی بوده اند که تأویل اجتھادیداشته اند و چنان که قبلاً ھم ذکر شد علی بن أبی طالب حکم جنگ میانآنان را بیان کرد. بنابراین بر شخص مسلمان واجب است که در اعتقاد خود درمورد مشاجرات میان صحابه، مسلک و روش اھل سنت را بپیماید، یعنی درمورد مشاجرات میان صحابه فقط به نحوی سخن بگوید که در شأن آنانباشد. کتب اھل سنت پر از بیان عقیده صاف و پاک و خالص آنان در مورد اینگروه برگزیده است.
اھل سنت موضع خود در قبال این جنگھا را در اقوال نیکی بیان کرده اند از جمله: (8)
-1 از عمربن عبدالعزیز در مورد جنگ میان صحابه سوال شد و او گفت: آن خون ھایی بود که خداوند دست مرا به آن آلوده نکرد، پس آیا زبانم را از آن پاک نکنم.مثل اصحاب رسول خدا، مانند چشم است و درمان چشم، دست نزدن به آناست.(9) بیھقی در تعلیقی بر قول عمر بن عبدالعزیز میگوید: این سخنی نیکو وزیبا است، زیرا سکوت فرد در مورد چیزی که ربطی به او ندارد کاری درست است. (10)
-2 از حسن بصری در مورد جنگ میان صحابه سوال شد و او گفت: این جنگیبود که اصحاب محمد در آن حضور داشتند و ما از آن غائب بودیم و آنان به آن دانا تر از ما بودند و تنھا چیزی که بر ما لازم است این است که از مواردی که بر آناتفاق نظر دارند پیروی کنیم و در مورد موارد اختلافی توقف کنیم.(11) این سخنحسن بصری به این معنا است: صحابه به جنگی که داخل آن شدند داناتر بودندو تنھا چیزی که بر ما لازم است این است که از مواردی که آنان بر آن اجماعدارند تبعیت کنیم و در مورد آنچه که مورد اختلاف آنان است توقف کنیم و رأیی رااز جانب خود بیان نکنیم و بدانیم که آنان اجتھاد کرده اند و خدای متعال را مدنظر داشته اند، زیرا آنان در دین متھم نیستند.(12)
-3 از جعفر بن محمد صادق در مورد جنگ میان صحابه سوال شد و او گفت:
من چیزی را میگویم که خداوند فرموده است(13): علم آن با پروردگار من و در کتابی مکتوب است، و پروردگار من نه فرو میگذارد و نه فراموش میکند. 52 طه
از امام احمد سوال شد که در مورد جنگ میان علی و معاویه چه نظری دارد و اوگفت: جز نیکی در مورد آنان چیزی نمیگویم. (14)
از ابراھیم بن آزر فقیه روایت است که گفت: نزد احمد بن حنبل رفتم و مردی ازاو سوال کرد که در مورد ماجرای میان علی و معاویه چه دیدگاھی دارد؟ احمدبن حنبل از او روی برگرداند و جوابش را نداد. به احمد بن حنبل گفتند: ایابوعبدلله او از بنی ھاشم است. پس رو به آن مرد کرد و گفت من این آیه راقرائت میکنم:
"این امتی است که در گذشته است، از اوست آنچه کرده است و از شماست آنچه کردهاید، و با شما چون و چرا نکنند که آنان چه کردهاند" البقرة١٤١
-4 ابو زید قیروانی که در مورد چیزھایی صحبت میکرد که واجب است شخصمسلمان در مورد صحابه رسول خدا به آن اعتقاد داشته باشد و آنچه که واجباست آنان را با آن ذکر کند، گفت: کسی از صحابه را نام نبرد مگر با نیکوترینبیان و از پرداختن به مشاجرات آنان خودداری نماید و آنان مستحق ترین افراد به این ھستند نیکوترین مخارج و جایگاه ھا برای آنان طلب شود و نیکوترین دیدگاھ ھا در مورد آنان برود. (15)
-5 ابوعبدلله بن بطه که در مورد عقیده اھل سنت و جماعت بحث میکرد گفت: بعد از آن از مشاجرات میان صحابه رسول خدا امساک کرده و به آن نمی پردازیم، زیرا صحابه در صحنه ھای مختلف با رسول خدا ھمراه بودند و در رسیدنبه فضل بر مردم سبقت گرفتند. خداوند آنان را آمرزیده و به شما فرمان داده کهبرای آنان طلب آمرزش نمائید و با علاقه و عشق به آنان به خدا تقرب بجویید.خداوند این را بر زبان پیامبرش واجب کرده و او میدانست که در آینده چه ماجرایی از جانب آنان روی خواھد داد و میدانست که آنان با ھم خواھند جنگیدو آنان بر دیگر افراد برتری دارند، زیرا حکم خطا و عمد از آنان برداشته شده استو اختلافاتی که میان آنان روی داده است آمرزیده شده است. (16)
-6 قاضی ابوبکر باقلانی میگوید: واجب است که دانسته شود که مشاجره وجنگی که میان صحابه رسول خدا روی داد باید از پرداختن به آن خودداری نمود و برای ھمه طلب رحمت نموده و ھمه را مورد ستایش قرار دھیم و از خدا
بخواھیم که رضوان و امان و رستگاری و بھشت را نصیب آنان کند و معتقدباشیم که علی در این کار خود راه صواب را پیمود و به این خاطر دو اجر دارد و
اگر کارھای صحابه از روی اجتھاد روی داده باشد به این خاطر اجر و ثواب دارند و
فاسق و بدعتگر نمیشوند، زیرا خدای متعال در 18 فتح میفرماید: به راستی که خداوند از مؤمنان، چون با تو در زیر آن درخت بیعت کردند، خشنود شد، و میدانست که در دلهایشان چیست، و آنگاه آرامش [خود] را بر آنان نازل کرد و به پیروزیای نزدیک پاداششان داد
نیز به این دلیل که رسولخدا میفرماید: اگر حاکم اجتھاد کرد و به رأی درستدست یافت دو اجر دارد و اما اگر به خطا رفت تنھا یک اجر دارد.
پس حاکم در زمان ما خاطر اجتھادش دو اجر داشته باشد اجتھاد کسانی کهخداوند از آنان راضی بوده و آنان از خدا خشنود بوده اند چه حکمی خواھندداشت؟! دلیل صحت این قول، سخن رسول خدا در مورد حسن بن علی استکه فرمود: این پسر من انسان بزرگی است و بسا که خداوند به وسیله او میاندو گروه بزرگ از مسلمانان صلح برقرار نماید.(17) پس این حدیث بزرگ بودن وفراوانی دو گروه را بیان کرده و در مورد آنان حکم داده که اسلام آنان صحیحاست.خدای متعال به این قوم وعده داده که کینه و دشمنی را از دل آنان بیرونمیکند و میفرماید:
كینه توزي و دشمني را از سینه ھايشان بیرون میكشیم، و برادرانه بر تختھا روياروي ھم می نشینند. 47 حجر
واجب است که از پرداختن به مشاجرات آنان خودداری شده و در مورد آن سکوتشود. (18)
-7 ابن تیمیه در بحث از از عقیده اھل سنت و جماعت در مورد مشاجره میان صحابه میگوید: از پرداختن به مشاجره میان صحابه خودداری ورزند و بگویند: این آثار که در مورد کارھای بد آنان روایت شده است برخی چیزھایی به آنھا اضافه شده و برخی دیگر چیزھایی از آنھا کم شده و برخی دیگر تغییر داده شده اند، اما رأی صحیح این است که آنان معذور ھستند، زیرا یا مجتھد مصیب ھستند و یا مجتھد مخطئ. (19)
-8 ابن کثیر میگوید: مشاجراتی که بعد از وفات رسول خدا میان آنان روی داد،برخی از آنان به مانند جنگ جمل بدون قصد و عمد از آنان روی داد و برخی دیگرچون جنگ صفین از روی اجتھاد روی داد و اجتھاد گاھی به خطا میرود، لکنچنین مجتھدی معذور بوده و مأجور نیز میباشد، اما مجتھدی که مصیب باشد دواجر دارد. (20)
9- ابن حجر میگوید: اھل سنت اتفاق نظر دارند که نمیتوان به خاطر اینمشاجراتی که میان صحابه روی داد زبان به طعن آنان گشود، گرچه گروه محق
از میان آنان شناخته شود، زیرا آنان در آن جنگھا فقط از روی اجتھاد جنگیدند و
ثابت شده که مجتھد مخطئ یک اجر و مجتھد مصیب دو اجر میبرد.(21)
پس اھل سنت اجماع دارند که واجب است در مورد فتنه روی داده در میانصحابه بعد از کشته شدن عثمان سکوت شود و بر آنان رحمت فرستاده شده و
به فضائل و سوابق آنان اقرار شده و محاسن آنان منتشر شود. خداوند از آنان
راضی باد و خشنودشان گرداند. (22)
(1) عقیدة اهل السنة و الجماعة فی الصحابة الکرام 2/ 727 ؛ تنزیه خال المومنین معاویة بن ابی سفیان من الظلم والفسق فی مطالبته بدم امیر المومنین عثمان ص 41
(2) العواصم من القواسم، ص 169 - 170 ؛ احکام القران 4/ 1717
(3) صحیح مسلم 2/ 745
(4) فتح الباری 13/ 318
(5) صحیح البخاری شماره 7109
(6) الاعتقاد ص 198؛ فتح الباری 13/ 66
(7) در صحیح مسلم 2/ 746 آمده است: در امت من دو گروه خواهند بود.
(8) عقیدة اهل السنة فی الصحابة 2/ 746 ؛ الطبقات 5/ 394
(9) الانصاف باقلانی، ص 69 ؛ الطبقات 5/ 394
(10) مناقب الشافعی ، ص 136
(11) الجامع الاحکام القران 16/ 332
(12) همان
(13) الانصاف باقلانی ص 69
(14) مناقب امام احمد، ابن جوزی ص 164
(15) رساله مشهور ابو زید قیروانی همراه با شرح آن به نام الثمر الدانی ص 23
(16) الشرح و الابانه علی اصول السنه و الدیانه ص 268
(17) صحیح بخاری شماره 7109
(18) الانصاف فی ما یجب اعتقاده و لا یجوز الجهل به ص 67- 69
(19) العقیدة الواسطیه ص 13
(20) الباعث الحثیث ص 182
(21) فتح الباری 13/ 34
(22) عقیده اهل السنة 2/ 740