برخورد نیکو با اسرا و اکرام آنان در صفین، از امور بدیھی میباشد. در مطالب دیگر هم در مورد برخورد و رفتار نیکو در اثنای جنگ سخن به میان آمد. اسلام روش برخورد با اسیران را بیان کرده است و رسول خدا بر احترام به اسیران و دادن بھترین غذاھا به آنان توصیه و تشویق کرده است. البته این حکم در مورد اسرای غیر مسلمان است، پس اگر اسرا مسلمان باشند برخورد چگونه خواھد بود؟! شکی نیست که اکرام و احترام به اسیر مسلمان و نیکی به او اولی است، لکن اسیری که در میدان نبرد باشد به خاطر اختلافی که با طرف مقابل دارد، یک گروه و یک نیرو به حساب میآید.(1) به ھمین دلیل علی امر کرد که اسرا را در حبس کنند و اگر بیعت کردند آنان را رھا کنند و اگر ابا ورزیدند سلاح و مرکب آنان را میگرفت یا اینکه سلاح و مرکب او را به کسی ھبه میکرد که آنان را اسیر کرده بود و او را سوگند میداد که جنگ نکند. در روایت دیگری آمده است که چھار درھم به آنان می داد.(2) ھدف خلیفه از این کار روشن است و آن ضعیف ساختن جانب طغیانگران میباشد. در روز صفین اسیری را آوردند و اسیر گفت: مرا به اسارت نکش. علی گفت: من تو را به اسارت نمیکشم، من از خدا، پروردگار جھانیان میترسم. پس او را رھا کرد و گفت: آیا در تو خیری سراغ می رود که بیعت کنی؟(3)
از این روایات چنین برداشت میشود که رفتار و برخورد علی با اسرا به شکل زیر بود:
1- اکرام و احترام به اسیر و نیکی به او
2- بیعت و دخول در اطاعت بر وی عرضه میشود، پس اگر بیعت کرد رھا میشود
3- اگر از بیعت ابا میکرد سلاح او را میگرفت و سوگندش میداد که دیگر جنگ نکند و سپس او را
رھا میساخت؛
4- اگر اسیر جز جنگ کردن چیز دیگری را نمی پذیرفت او را در اسارت نگاه میداشت و او را به اسارت نمیکشت.(4) یک بار پانزده اسیر را نزد علی آوردند- به نظر زخمی بوده اند- کسانی از آنان را که مردند غسل داد و کفن پوشاند و بر جنازه آنان نماز خواند.(5)
محب الدین خطیب در تعلیقی بر این جنگ مینویسد: با این وجود، این جنگ الگوی جنگ انسانی در تاریخ است که در آن دو طرف نبرد بر اساس مبانی فضائلی عمل کردند که حکمای جھان آرزوی این را دارند که ای کاش بتوانند در جنگھایشان گرچه در قرن بیست و یکم باشد به آنھا عمل شود و اگر این جنگ نبود بسیاری از قواعد اسلامی مربوط به جنگ دانسته نشده و مدون نمیگشت و خدا در ھر امری حکمتی دارد.(6)
ابن عدیم میگوید: گفتم: اینھا ھمه احکام مربوط به اھل بغی است. به ھمین دلیل ابوحنیفه میگوید: اگر علی در مورد آنان حکم نمیکرد، کسی نمی دانست که روش برخورد با مسلمانان- در جنگھا- چگونه است.(7
[1]- بخش «قتال أهل البغی» از کتاب الحاوی الکبیر، ص133-134.
[2]- خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص243.
[3]- الأم، شافعی4/224، 8/256.
[4]- خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص243.
[5]- تاریخ دمشق، تحقیق المنجد1/331؛ خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص243.
[6]- العواصم من القواصم، ص168-169 برگرفته از تعلیق خطیب بر حاشیه آن.
[7]- بغیة الطلب فی تاریخ حلب1/309؛ خلافة علی، ص245.
از این روایات چنین برداشت میشود که رفتار و برخورد علی با اسرا به شکل زیر بود:
1- اکرام و احترام به اسیر و نیکی به او
2- بیعت و دخول در اطاعت بر وی عرضه میشود، پس اگر بیعت کرد رھا میشود
3- اگر از بیعت ابا میکرد سلاح او را میگرفت و سوگندش میداد که دیگر جنگ نکند و سپس او را
رھا میساخت؛
4- اگر اسیر جز جنگ کردن چیز دیگری را نمی پذیرفت او را در اسارت نگاه میداشت و او را به اسارت نمیکشت.(4) یک بار پانزده اسیر را نزد علی آوردند- به نظر زخمی بوده اند- کسانی از آنان را که مردند غسل داد و کفن پوشاند و بر جنازه آنان نماز خواند.(5)
محب الدین خطیب در تعلیقی بر این جنگ مینویسد: با این وجود، این جنگ الگوی جنگ انسانی در تاریخ است که در آن دو طرف نبرد بر اساس مبانی فضائلی عمل کردند که حکمای جھان آرزوی این را دارند که ای کاش بتوانند در جنگھایشان گرچه در قرن بیست و یکم باشد به آنھا عمل شود و اگر این جنگ نبود بسیاری از قواعد اسلامی مربوط به جنگ دانسته نشده و مدون نمیگشت و خدا در ھر امری حکمتی دارد.(6)
ابن عدیم میگوید: گفتم: اینھا ھمه احکام مربوط به اھل بغی است. به ھمین دلیل ابوحنیفه میگوید: اگر علی در مورد آنان حکم نمیکرد، کسی نمی دانست که روش برخورد با مسلمانان- در جنگھا- چگونه است.(7
[1]- بخش «قتال أهل البغی» از کتاب الحاوی الکبیر، ص133-134.
[2]- خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص243.
[3]- الأم، شافعی4/224، 8/256.
[4]- خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص243.
[5]- تاریخ دمشق، تحقیق المنجد1/331؛ خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص243.
[6]- العواصم من القواصم، ص168-169 برگرفته از تعلیق خطیب بر حاشیه آن.
[7]- بغیة الطلب فی تاریخ حلب1/309؛ خلافة علی، ص245.