وقتی که طلحه و زبیر
و همراهانشان به بصره رسیدند در کنار خریبه([1]) فرود آمدند([2]) و از آنجا کسانی را نزد بزرگان و برگزیدگان
قبائل فرستادند تا از آنان علیه قاتلان عثمان کمک بگیرند. بسیاری از مسلمانان بصره
و دیگر شهرها اجرای قصاص بر قاتلان عثمان را دوست داشتند، اما برخی از این افراد
معتقد بودند که این کار در اختیارات خلیفه میباشد و خروج برای انجام این امر بدون
فرمان و اطاعت وی، معصیت است. لکن خروج این صحابه بزرگواری که مژده بهشت به آنان
داده شده بود و خروج اعضای شورای خلافت و خروجام المؤمنین عائشه، همسر مورد علاقه
رسول خدا و فقیهترین زن اسلام و درخواست شرعی و روشن آنان که کسی از صحابه آن را
انکار نمیکردند، برخی از مردم بصره- از قبائل مختلف- را واداشت که به آنان
بپیوندند. زبیر شخصی را نزد أحنف بن قیس سعدی تمیمیفرستاد تا در مسأله خونخواهی
عثمانی از او طلب یاری نماید. احنف از رؤسای تمیم بود و سخن وی در میان آنان رواج
داشت و از او اطاعت میکردند. احنف خود در مورد سختی این موقعیت میگوید: مسألهای
بسیار سخت بر من عرضه شد که تا به حال چنین چیزی بر من عرضه نشده بود و گفتم:
اینکه من این افراد را کهام المؤمنین و حواری رسول خدا- زبیر بن عوام- هم با آنان
میباشند رها کنم، این کاری بسیار بد خواهد بود([3]). اما وی کناره گرفت و شش هزار نفر از قومش
که از وی اطاعت میبردند کناره گرفتند، اما بسیاری از آنان از او سرپیچی کردند و
مطیع طلحه و زبیر وام المؤمنین شدند([4]). زهری بیان کرده که عامه مردم بصره از آنان
تبعیت کردند([5]). بدین ترتیب افراد جدیدی به طلحه و زبیر
پیوستند تا در کاری که آنان قصد اجرای آن را داشتند به آنان کمک نمایند. عثمان بن
حنیف به حد توان خود- والی علی در بصره- خواست امور را سر و سامان داده و اصلاح
نماید، اما امور از کنترل وی خارج شد بطوری که یکی از آنان در مورد بصره گفت: بخشی
از مردم شام در میان ما فرود آمدهاند([6]). حتی معاویه بعدها تلاش کرد تا با کمک مردم
بصره بر بصره استیلا یابد.
برخی از منابع غیر معتمد بیان کردهاند که عثمان بن حنیف به حکیم بن جبله
اجازه داد تا وارد جنگ شود، اما چنین چیزی ثابت نشده و در منابع صحیح هم چنین
مطلبی روایت نشده است([7]).