در ھمان شب جنگ با شدت زیاداز سر گرفته شد و به قدری شدید بود که در روزھای قبل نظیر آنمشاھده نشده بود. حرکت و پیشروی اھل عراق با شجاعت و روحیه بالایی بود و توانستند اھلشام را از مواضع خود خارج سازند و أمیرالمؤمنین علی جنگ سختی را انجام داد و بر مرگ بیعتنمود.(1) گفته اند که علی در آن ھنگام نماز مغرب را با سپاھیان خود به صورت نماز خوف خواند (2) امام شافعی میگوید: روایت شده کهعلی در لیلة الھریر نماز خوف خواند. (3)
شاھد عینی ماجرا میگوید: ما سه شبانه روز با ھم جنگیدیم و نیزه ھایمان شکسته شد وتیرھایمان تمام گشت. سپس دست به شمشیر بردیم و تا نیمه شب شمشیر زنی کردیم ووضعیت به نحوی شدیم که گردن آویز ھم میشدیم. وقتی که شمشیرھایمان چون داس خمیدهشد دست به میله ھای آھنی بردیم. در آن ھنگام جز نعره و خروش و ھمھمه مردم چیز دیگریشنیده نمیشد. بعد از آن به ھمدیگر سنگ پراکنی کردیم و به ھمدیگر خاک میپاشیدیم و با دندانو دھان ھمدیگر را گاز میگرفتیم تا اینکه صبح جمعه شد و آفتاب برآمد و دیگر اثری از غبار نبرد نبود وپرچمھا و بیرقھا بر زمین افتاده بودند و خستگی سپاه را از پا درآورده بود و دستھا ناتوان شده بود وگلوی افراد خشک گشته بود. (4)
ابن کثیر در توصیف لیلة الھریر و روز جمعه میگوید: آنان با چنگ و دندان به جان ھم افتادند. دو مرد
آنقدر با ھم میجنگیدند که ھر دو سست و ناتوان میشدند و سپس مینشستند و استراحت می کردند و ھردو بر علیه ھمدیگر سخن میراندند(5) و سپس برمی خاستند و با ھم میجنگیدند.پس باید گفت: انا لله و انا الیه راجعون. آنان تا صبح روز جمعه به ھمین کار خود ادامه دادند و مردمنماز صبح را با ایماء و اشاره و در حین جنگ خواندند و چون چاشتگاه شد پیروزی رو به مردم عراقو علیه مردم شام کرد. (6
[1]- المستدرک3/402. ذهبی میگوید: روایتی ضعیف است؛ خلافة علی، ص226.
[2]- السنن الکبری، بیهقی3/252. بیهقی آن را با صیغه تمریض روایت کرده است؛ إرواء الغلیل3/42.
[3]- تاخیص الحبیر2/87؛ خلافة علی بن أبیطالب، ص227.
[4]- شذرات الذهب1/45؛ وقعة صفین، ص369.
[5]- در کتاب البدایة و النهایة هم چنین مطلبی را نیافتم از نظر لغوی هم معنایی مناسب برای آن نیافتم
[6]البدایة و النهایة 7/283