بسم الله الرحمنالرحيم
الحمد لله و كفى
والصلاة والسلام على عباده الذين اصطفى، أما بعد؛
به راستي نميدانم
با كدام قلم و دوات بنويسم! نميدانم چگونه
شروع كنم؟! از كدام زاويه به تماشايش بنشينم؟! با كدام زبان
وصفش
نمايم؟! او كسي است كه نسل پيامبر r را
برايمان حفظ كرد! او سرور زنان بهشتي است! او پارهي تن رسول خدا
است! او چهارمين لؤلؤيي است كه خديجه - رضيالله
عنها- تقديم پيامبر r نمود،
او به منزلهي «ختام
مسك» است
براي «سيد
أنام»، او به
منزلهي مادري مهربان است براي پدر رنج ديدهاش! او تربيت
كنندهي سرور جوانان بهشت است! او مادر «حسن» و «حسين» است،
ريحانههاي پيامبر و مايهي خنكي چشم و دل رسول سرور ـ r ـ.
آري! او «فاطمهي زهراء» دختر گرانقدر رسولالله r و خديجهي
كبريل است.
اي سرور زنان بهشت!
اي پشتيبان رسول اعظم ـ ـ !
اي مادر مهربان حسن
و حسين! اي همسر فداكار و دلسوز حيدر كرّار!
اي زاهد دنيا و راغب
عُقبي! اي فاطمهي بتول!
با كدام قلم داستان
زندگيات را بنويسم؟!
با مداد نقرهاي و
ياقوتي! تو بسيار گرانقدرتري از آني!
كدام كاغذ لياقت
ثبت كردن سيرتت را دارد؟!
كاغذ طلايي! تو خود
از آن درخشندهتر و پر بهاتري!
و يا با عرق گلهاي
خوشبو و ناب! تو خود از همهي گلها خوشبوتر
و خوش رنگتري!
«مسكين» عذر شرمندگي آورده است! و سر تسليم را در مقابل
عظمت
سيرهات فرود ميآورد! هر چند قطعاً مطمئنم نميتوان حتي گوشهي
كوچكي از آن همه عظمت و فضايلت را به تصوير بكشم، از آن
روزهايي كه در دامان خديجه و رسول الله r بازي ميكردي! از آن
روزهايي كه دست و پاي پدر رنج ديدهات را ميماليدي تا خستگي
را از تنش به در كني! از آن گريهها و دعاهايت براي پشتيباني
باباي مهربانت! از غم و غصّه، شادي و فرح روزهاي با محبوب
بودن را!
اما اجازه بده! و
دعايم كن! چارهاي ندارم! خودم را مسئول و مقصر ميدانم!
اي محبوبهي رسولالله
r چرا اين قدر در حق تو كوتاهي
كردهايم
و عظمت شخصيّتت را به جامعه معرفي نكردهايم!
ميدانم از بعضي
معرفي كردنهاي خلاف واقع، از بعضي نوشتههاي
اغراقآميز! و از بعضي نويسندههاي خيالباف و قلم به مزد، ناراحتي
و رنجيدهاي كه شخصيّتت را بسيار بد معرفي كردهاند و دوستيشان
مانند دوستي «خاله خرسه» بوده! اما به خدا قسم من از آنان
نيستم! من از خودتانم، از پيروان رسولالله! از مُحبّان واقعي اهل
بيت! از
عاشقان صحابه! و از حيقتگرايان و حقيقتگويان!
پس دعايم كن!
دعايت را بدرقهي راهم كن! تا بتوانم به اذن
پروردگار
و استمداد از او تعالي مختصري از حقايق و واقعيّات را بنگارم،
تا از اين شخصيّت خيالي و دروغي كه براي حضرتت ساختهاند،
پرده بردارم! و آن جايگاه اصليات را كه نيازي به غلّو و دروغبافي
ندارد، به نسل امروز و فردا معرفي نمايم!
آري! امروز سلسلهي
نوشتههايم براي نسل جوان به زندگاني «فاطمهي
زهرا» ـ رضيالله عنهاـ رسيده است! و احساس
شرمندگي و خجالت مينمايم، وقتي فكر ميكنم چگونه آن همه فضايل
و كمالات و مناقب را براي خوانندگان به تصوير بكشم! چگونه حق
مطلب را ادا نمايم تا فرداي قيامت وقتي نگاهم را به سوي رسول
الله r
متمركز
كردم، شرمندهي نگاهش نشوم!
به راستي زندگاني
اين جگرگوشهي پيامبر r و همچنين
مادران
مؤمنان، خديجه، عايشه، حفصه و... بهترين هديه براي زنان مسلمان
جامعهي امروزي است كه در گرداب دنياطلبي و علاقه به مظاهر
فريبندهي آن، دست و پا ميزنند. پس با توكّل بر پروردگار توانا و
درخواست از او براي حفاظت از لغزش و اشتباه در بازگو كردن
مطالب، اندكي از زندگانياش را به تصوير ميكشم!
اميد است كه اين
تحقيق در بارگاه پروردگار يگانه مقبول افتد، و سبب عشق
و محبّت بيشتر مسلمانان نسبت به حضرت فاطمهي زهراء ـ رضيالله
عنهاـ، و تمامي اهل بيت پيامبر r، گردد. انشاءالله
ايوب گنجي ـ سنندج، مسجد جامع قُبا
تيرماه 1385 ش / جمادي الثاني 1427
ق
ارتباط با ما aiob @ kurdit.net