فاطمة الزهراء بعد از رحلت پدرش پیامبرخدا از دیدگاه اهل سنت


پیامبر صل الله و علیه و سلم هنگام مریضی که در آن از دنیا رفت، دخترش فاطمه  را صدا زد و چیزی آهسته به او گفت که او گریه کرد سپس صدا زد و چیزی آهسته به او گفت که او خندید.  عایشه می گوید وقتی در مورد آن پرسیدیم فاطمه گفت: پیامبر صلی الله و علیه وسلم در مریضی که در آن فوت کرد، به من آهسته گفت که در آن مریضی از دنیا خواهد رفت، من گریه کردم. سپس آهسته با من صحبت نموده و خبر داد که من نخستین خاندان او هستم که به ایشان ملحق خواهم شد، من خندیدم". (1)
بعد از وفات پیامبر صلی الله و علیه و اله وسلم، انصار (همانطورکه قبل از اسلام شوری تشکیل دادند و به رسول الله ایمان آورده و با مال و جانشان، دین اسلام را نصرت دادند که خداوند سوره ای به اسم شوری نازل کرده و در آیه 38 اینطور از آنها ستوده است"و آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز را برپا داشتند و کارشان در میان خودشان بر پایه مشورت است و از آنچه روزی آنان کرده ایم، انفاق می کنند، بعد از فوت رسول الله ص در «سقیفۀ بنی ساعده» نیز شوری تشکیل دادند و نظر شان اول این بود که امیری را از میان خودشان (یعنی انصار) انتخاب کنند.
وقتی ابو بکر عمر و ابا عبیده رض آنجا آمدند انصار نظر دادند که یکی از ما امیر باشد و یکی از شما! ابو بکر با آنها صحبت کرد و در آخر گفت: با عمر یا با ابا عیبده بیعت کنید! عمر گفت: بلکه با تو بیعت می کنیم چون تو سردار ما، بهترین ما و محبوب ترین ما نزد رسول الله هستی. سپس عمر دست ابو بکر را گرفت و با او بیعت کرد و مردم هم با او بیعت کردند. (2)
وقتی ابو بکر با شوری مهاجرین و انصار به عنوان خلیفه رسول الله انتخاب شد هیچ یک از مهاجرین و انصار از ابوبکر ایراد نگرفتند و او هم در خطی مشی رسول الله زیر نظر بزرگان اسلام همچون علی عثمان عمر و ... امور مسلمین را اداره می نمود.
روزی زنهای پیامبر ص خواستند که عثمان را نزد ابو بکر بفرستند و از او میراث شان را بخواهند. عایشه گفت: آیا رسول الله نگفته است که از ما چیزی به ارث برده نمی شود و آنچه که از خود به جا گذاشتیم صدقه است؟ (3)
فاطمه و عباس که نزد ابوبکر آمدند تا میراث شان را از رسول الله در خواست کنند آنها در آن موقع زمین شان را از فدک و سهم شان را از خیبر خواهان بودند. ابو بکر برای آن ها گفت: از رسول الله شنیدم که می گفت: از ما چیزی به ارث برده نمی شود و آنچه که از خود به جا گذاشتیم صدقه است و آل محمد فقط از این مال می خورند. ابو بکر گفت: به خدا چیزی را که دیده باشم رسول الله ص انجام می داد در آن کوتاهی نمی کنم و انجام می دهم. عایشه می گوید: فاطمه ابو بکر را ترک کرد و رفت و با او حرف نزد تا اینکه از دنیا رفت. (4)
 ابوبکر برای فاطمه توضیح داد و گفت: چیزی را که رسول الله انجام میداد من ترک نکرده ام جز اینکه آن را انجام داده ام . من می ترسم اگر چیزی از دستور اورا ترک کنم دچار انحراف شوم. صدقه ای را که در مدینه بود عمر به علی و عباس داد. خیبر و فدک را عمر نگه داشت و گفت: این دو صدقه رسول الله هستند که به عنوان حقوق ایشان بود و برای حادثه ای یا جای که نیاز می شد پرداخت می شد؛ دستورش در دست ولی امر است. ابو بکر اضافه کرد که این دو سهم همانطور تا به امروز باقی مانده اند.(5)
وقتی فاطمه مریض شده بود ابوبكر رضي الله عنه به عيادت حضرت فاطمه رضي الله عنها  رفت و حضرت علي خطاب به فاطمه فرمود: اين ابوبكر است، مي خواهد تو را عيادت كند. فاطمه گفت: تو دوست داري او مرا عيادت كند؟ علي گفت: آري. فاطمه او را اجازه داد ابوبكر نزد فاطمه رفت و از او دلجويي كرد و فاطمه رضي الله عنها نيز از ابوبكر رضي الله عنه اعلام رضايت كرد.(6)
حضرت فاطمه شش ماه بعد از پدر بزرگوارش در سن 25 سالگی دنیا را وداع گفت 
........
1- صحيح البخاري » كتاب المغازي » باب مرض النبي صلى الله عليه وسلم ووفاته حدیث 4170
2- صحيح البخاري » كتاب فضائل الصحابة » باب قول النبي صلى الله عليه وسلم لو كنت متخذا خليلا حدیث 3467
3- صحیح البخاری » كتاب الفرائض » باب قول النبی صلى الله علیه وسلم لا نورث ما تركنا صدقة حدیث 6349
4- صحیح البخاری » كتاب الفرائض » باب قول النبی صلى الله علیه وسلم لا نورث ما تركنا صدقة حدیث 6346
5- صحيح البخاري » كتاب فرض الخمس » باب أداء الخمس من الدين حدیث 2926
6- 5 ‎‏- الفتح ج6 ص 333.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.