یار کردستانی



قلبم سوی کردستان ازدل بی تابم **  ازعشق کردمیسوزم شبها بی خوابم
هست یارکردستان بی حد دلربا = شدم شکارعشقش،میسوزم ای خدا
قلبم درون سینه ،ازعشق مینالد _یارکردم کجاشد ،دل کردمیخواهد
اسیردامش کرده ،قهروادایش_خوشگل که هست یارمن ،نازهست صدایش
دشت کوه کردستان ،آب وهوایش _برهرکی دلنشین هست ،این من فدایش
عزیزم شادوخندان، مست درکردستان_شب تاسحربنالم، درغم هجران
همچوشمعی بسوزم ،بردلبرکرد_روشن کنم کردستان، باسوختن خود
دودم شود به هوا، ابری زباران_ ببارم برکردستان آرام وآرام
سبزه و گل بروید، دشت دمن ها_ورزش کند یارکرد، روی چمن ها
برمشام عزیزم، بوی گل رسد_نفس نازک یار، روح نودمد
بلبل شده روی گل نشینم ای یار_یارم دیده بریزم ،اشکم، چون بهار
به چشم من عزیزی،میترسم روزی_مثل اشک ازدیده ام، فقط نریزی
راضی باشی عزیزم، همچون بمانم_ازتوعزیزم ای یار، لطفی بدانم
بازم دوستم نداری، اینطوری ای جان_ خواهم سپردباناله، جانم به جانان
ی اپرزنم درهوا،آهم درآرم _تا عقاب کردستان، کند شکارم
پاره کند سینه ام خونم بریزد _به سختی جان میکنم اشکم نریزد