اهل سنت و غدیر

حجة الوداع و خطبه غدیر خم
علی در حجة الوداع در حالی که از نجران (یکی از شهرهای یمن) باز می گشت خود را به پیامبر رسانید تا در رکاب آن حضرت مناسک حج را انجام دهد. در این حج رسول خدا یکصد نفر شتر برای قربانی به همراه داشت شصت و سه شتر را به دست خویش نحر کرد (این تعداد برابر با سالهای عمر ایشان بود) و سپس به علی فرمود که باقی مانده را از جانب وی گلو ببرد (نحر کند) و بدین ترتیب یکصد قربانی کامل شد.
بعد از آن که رسول الله سه روز ایام تشریق را در منا گذرانید رهسپار کعبه شد و طواف وداع را انجام داد و سپس به مردم فرمان داد که به خانه های خود برگردند و خود با همراهانش به سوی مدینه حرکت کرد. چون به غدیر خم[۱] رسید خطبه ای ایراد نمود[۲] و در آن خطبه فضایل علی را بر شمرد و فرمود:
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»[۳] هر کس مرا دوست دارد علی را نیز دوست داشته باشد خدایا هر که با او دوستی کند او را دوست بدار و هر که با او دشمنی کند او را دشمن بدار.
انگیزه ایراد این خطبه {از دیدگاه اهل سنت و بنا بر مستندات متواتر تاریخی} این بود که بعضی از مردم بر علی انتقاداتی داشتند و او را مورد ملامت قرار داده بودند؛ همچنین عده ای از سپاهیانی که در یمن با او همراه بودند به علت اجرای عدالت در اموری که آنان به گمان خود آن را ظلم و اجحاف و بخل می پنداشتند، در مورد ایشان سخنان نادرستی بر زبان آوردند در صورتیکه که حق با علی بود و اعتراض آنان موردی نداشت.[۴]
در کتابهای معتبر تاریخ آورده اند که چون علی برای حجة الوداع از یمن حرکت کرد تا خود را به پیامبر برساند یکی از یارانش را برای فرماندهی سپاه به جانشینی خود برگزید و پیش از آنان خود را به مکه نزد پیامبر رساند؛ آن مردم لباسهایی را که علی از یمنی ها به غنیمت گرفته بود بین همراهان خود تقسیم کرد. چون سپاهیان نزدیک مکه رسیدند علی به استقبال آنها رفت وقتی لباسها را بر تن آنها دید دستور داد تا همگی لباسها را از تن بیرون کنند. این جریان و همچنین دو جریان دیگر در مورد غنایم که در یمن پیش آمده بود موجب دلگیری آنان شد و در این باره به پیامبر شکایت بردند. از اینجا بود که رسول خدا برای شکستن جوی که علیه علی پیش آمده بود و در آن جمع که علی و سپاهیانش حضور داشتند سخنانی ایراد فرمودند و آنان را از نارضایتی و بدبینی از علی بر حذر داشتند. ابن ثیر اضافه می کند که: پیامبر چنین نیز فرمود: «ای مردم از علی گلایه نکنید که او در راه خدا و برای خدا از همه سخت گیرتر است».[۵]
ابن کثیر می گوید: هنگامی که پیامبر علیه السلام از انجام مناسک حج فراغت یافت و به مدینه بازگشت در بین راه در مکانی به نام غدیر خم زیر درختی روز یکشنبه هجدهم ذی الحجه توقف نمود و خطبه ای ایراد فرمود، در آن خطبه در مورد مطالب زیادی سخن گفت و همچنین در باره امانت، عدالت و صفات نیکوی علی و قرابت وی با پیامبر سخن راند و با این سخنان به کدورتی که در قلوب عده ای نسبت به علی پیش آمده بود پایان داد.
سپس ابن کثیر به تجزیه و تحلیل احادیث وارده پرداخته می گوید: احادیث صحیح و غیر صحیح در این مورد با هم آمیخته است و شیوه اکثر محدثین بر آن بوده که هر روایتی در مورد یک موضوع یافته اند بدون بررسی و جدا نمودن صحیح از ضعیف آن را نقل کرده اند.[۶]
بیعت علی با ابوبکر
رسالت پیامبر اسلام پایان یافت؛ ماموریت تبلیغ دین و تصویب شریعت و قانون الهی به پایه تکمیل رسید؛ خداوند دیدگان پیام آورش را با دخول دسته جمعی و گروهی مردم در دین اسلام خنک گردانید؛ آثار و علایم گسترش دین در جهان نمایان گشت، و رسول خدا به وفاداری مردانی که در آغوش خویش پرورده و زیر نظر مستقیم خود تربیت نموده بود اطمینان کامل پیدا کرد و یقین نمود که آنان وفاداری خود را نسبت به این دین ثابت خواهند کرد و با بهره گیری از غیرت دینی اصالت دین را حفظ نموده و تعلیم آن را به اجرا خواهند گذاشت. آنگاه خود را برای لقاء و دیدار خداوند سبحان آماده ساخت خداوند نیز دیدار او را دوست داشت؛ سرانجام رسول خدا در روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول سال یازدهم هجرت به دیدار پروردگارش شتافت.
مسلمین پس از رحلت پیامبر اسلام با حضرت ابوبکر به عنوان نخستین جانشین آن حضرت بیعت کردند. در این مورد که بیعت علی با ایشان چه زمانی صورت گرفت روایات مختلفی وجود دارد. حافظ ابوبکر بیهقی از ابوسعید خدری روایتی نقل کرده است که حاکی است علی در همان روزهای نخستین بیعت کرده است.[۷]
ابن کثیر پس از نقل این روایت می گوید: از این روایت ثابت می شود که علی در اولین یا دومین روز رحلت پیامبر بیعت کرد و صحیح هم همین است زیرا علی همواره با سیدنا ابوبکر بوده و در تمام نمازها پشت سر او حضور داشته است.[۸]
پرفسور امیر علی نویسنده و اندیشمند شیعه می نویسد:
«علی با علو طبع و فداکاری همیشگی خود نسبت به این دین و با نگرانی بسیار از اینکه کوچکترین اختلافی در میان اصحاب آموزگار بروز نکند، بی درنگ با ابوبکر بیعت کرد.»[۹]
آزمون علی و پایداری او
در این مورد علی با مشکلی مواجه شد که خیر خواهی او نسبت به اسلام و مسلمین و اخلاص او در بیعت با ابوبکر را مورد آزمایش قرار داد، ولی وی با استقامت و پایداری ثابت نمود که از خود خواهی و تعصبات قبیله ای جاهلی مبرا و پاک است. ابن عساکر به نقل از سوید بن غفله آورده است که یکی از بزرگان قبیله قریش به علی و عباس رضی الله عنهما گفت چه دلیل دارد که امر خلافت به ضعیف ترین تیره قریش واگذار شده است اگر شما بخواهید مدینه را از سواران مسلح و مردان جنگی پر خواهم کرد. علی در پاسخ گفت: بخدا سوگند من خواهان چیزی نیستم، اگر ابوبکر را شایسته این کار نمی دانستیم هرگز خلافت را به او واگذار نمی کردیم.
نیز ابن ابی الحدید شارح نهج البلاغه می افزاید: وقتی فضل فرزند عباس گفت: ای بنی تمیم، شما خلافت پیامبر را تصاحب نمودید در حالی که حق ما بود نه شما، و نیز یکی از فرزندان ابولهب بن عبدالمطلب بن هاشم در این مورد شعری سرود، اما چون علی مطلع شد کسی را به سوی آنان فرستاد و از این کار منع کرد و گفت: «سلامة الدین أحب إلینا من غیره»[۱۰] حفظ سلامت دین برای ما محبوبتر از هر چیز دیگر است.
یعقوبی مورخ معروف شیعه روایت کرده است که عتبه فرزند ابولهب گفت: «فکر نمی کردم امر خلافت از بنی هاشم و بخصوص از ابوالحسن خارج شود» علی وقتی این جمله را شنید عتبه را به شدت توبیخ و منع فرمود.[۱۱]
تعاون و همیاری علی با ابوبکر
حضرت علی همانگونه که انتظار می رفت و شرف نسب و اخلاص او اقتضا می کرد همواره در طول خلافت حضرت ابوبکر یاور مخلص و مشاور دلسوز او بود و مصلحت اسلام و مسلمین را بر هر چیز دیگری ترجیح می داد و از هیچگونه فداکاری و جانبازی دریغ نمی ورزید.
یکی از روشن ترین دلایل اخلاص و صداقت علی با ابوبکر و خیر خواهی وی برای اسلام و مسلمین و حمایت از خلافت و وحدت مسلمین موضع او در مورد خروج ابوبکر برای جهاد با مرتدین و به عهده گرفتن فرماندهی سپاه اسلام بود. این اقدام وی خیلی خطرناک بود، نه تنها جان او را به مخاطره می انداخت بلکه وجود اسلام را تهدید می کرد.
ابن کثیر می گوید: دارقطنی از سعید بن مسیب از عمر روایت کرده که چون ابوبکر آماده حرکت به سوی «ذی القصه»[۱۲] شد و بر مرکب خویش سوار شد علی بن ابی طالب زمام مرکب را گرفت و گفت: ای خلیفه رسول خدا کجا می روی؟ من به تو همان چیزی را می گویم که رسول الله در روز احد گفته است شمشیرت را در نیام کن و ما را به غم فراغت مبتلا مگردان زیرا بخدا سوگند اگر صدمه ای به تو برسد نظم امت اسلام از هم می پاشد، لذا به مدینه برگرد.
حضرت ابوبکر بنا به مشورت و ممانعت علی به مدینه بازگشت. این واقعه را زکریا الساجی و امام زهری نیز از عایشه (رضی الله عنها) روایت کرده اند.[۱۳] اگر علی (خدای ناکرده) از حضرت ابوبکر دل خوشی نداشت و با اکراه بیعت کرده بود (یا از در تقیه وارد شده بود) این یک فرصت طلایی بود که به نفع وی می انجامید و نباید از رفتن او به میدان نبرد ممانعت می کرد زیرا اگر ابوبکر در این راه جان خود را از دست می داد میدان برای او خالی می ماند و اگر بیش از این از او نفرت می داشت و می خواست هرچه زودتر او از صفحه روزگار محو شود شخصی را وادار می کرد تا در جبهه او را ترور کند چنانکه رجال سیاسی امروزه برای حذف مخالفان و رقبای خود همین شیوه را اعمال می کنند.
گذشته از همکاری سیدنا علی با ابوبکر صدیق خلیفه رسول الله و ولی امر مسلمین در راستای مصلحت اسلام و مسلمین و امور اداری، این دو شاگرد پیامبر (ابوبکر و علی) با هم همانند اعضای یک خانواده، دوست و صمیمی بودند دوستانی که به گفته خداوندی «رحماء بینهم» بر آنان صدق می کند؛ دوستانی که در فراز و نشیب زندگی شریک و همدم یکدیگر بودند. در اینجا از گفته های یکی از بزرگان خاندان هاشمی علوی، محمد بن علی بن حسین، معروف به امام باقر شاهد می آوریم:
کثیر النواء نقل می کند که ایشان فرمودند: یکبار که ابوبکر به دردی مبتلا شده بود علی دستش را با آتش گرم می کرد و بر موضع درد می گذاشت.[۱۴]
حقا که راست گفته است خداوند بزرگ آنجا که می فرماید: «محمد رسول الله والذین معه أشداء علی الکفار رحماء بینهم»[۱۵] محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.
—————————————————————————————————–
[۱] غدیر خم آبی بود که بین مکه و مدینه واقع در دو مایلی (یا سه مایلی) جحفه.
[۲] این خطبه نه روز بعد از نزول آیه تکمیل دین (الیوم اکملت لکم دینکم …) ایراد شده زیرا این آیه به اتفاق روایات معتبر (فریقین) در روز نهم ذی الحجه نازل شده است برای مثال رجوع کنید به اصول کافی باب (ما نص الله روایت ابوالجارودیه از امام صادق) (مترجم)
[۳] ابن کثیر السیرة النبویة: ۴/۴۱۵- رسول اکرم صلی الله علیه وسلم کلمه مولا را برای کسانی دیگر جز علی نیز بکار برده است از جمله در حق حضرت سلمان فرموده اند: (سلمان مولای اهل مدینه است) «سلمان مولا لأهل المدینه» و همچنین خطاب به حضرت زید فرمودند: «أنت أخونا و مولانا» (ای زید تو برادر و مولا و دوست ما هستی) [سیره ابن کثیر ۳/۴۴۳،] (مترجم)
[۴] سیره ابن کثیر دارالفکر عربی بیروت
[۵] ر.ک: تاریخ کامل ابن اثیر ج۳، حوادث سال دهم. بامداد اسلام، اثر دکتر حسین زرین کوب ص۴۸، امیر کبیر ۱۳۶۹، سیره ابن هشام (ترجمه فارسی) ج۲ص۳۷۴ و …
[۶] ابن کثیر البدایه و النهایه: ۴/۲۰۸، دارالفکر بیروت
[۷] البدایه و النهایه: ۵/۲۴۹
[۸] البدایه و النهایه: ۵/۲۴۹
[۹] سید امیر علی، روح اسلام، ص۲۷۰ ترجمه ایرج رزاقی، آستان قدس رضوی ۱۳۶۶
[۱۰] ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه: ۶/۲۱
[۱۱] تاریخ یعقوبی: ۲/۱۲۴
[۱۲] فاصله آن تا مدینه یک روز راه است
[۱۳] البدایه و النهایه: ۶/۳۱۴-۳۱۵
[۱۴] الریاض النضرة: محب الطبری ج۱، در منثور سیوطی ج۴ص۱۰۱
[۱۵] فتح ۲۹
منبع : تابش