برادرانه يا آمرانه؟

روابط دوستانه و برادرانه بين مدير و سرپرست و كاركنان، يكي از عوامل موثر در ارتقاي بهره وري است. 
معمولا مديريت و سرپرستي ممكن است در انسان حالتي آميخته به غرور به وجود آورد و چون او اول سخن مي گويد و اول عمل مي كند و ديگران از او تبعيت و فرمان برداري مي كنند، در نظر ديگران، او برتر به نظر مي آيد. از اين رو، روحية تكبر ورزي و خود بزرگ بيني، كار را به جايي مي رساند كه حتي منشي هاي او بايد اجازة ورود به اتاق مدير و ملاقات با او را از كاركنان بگيرند و خود مدير يا سرپرست، در جلسات عمومي چنان از خود بيگانه شود كه ديگران را به هيچ انگارد و همين روحية تفرعن، او را به زمين بزند.
چنين روحيه اي وقتي در مدير پيدا مي شود، كاركنان از او سر خورده شده، با جان و دل به كار نمي پردازند و مؤسسه و مجموعه، با كاهش بهره وري و زيان دهي و اختلال در امور، روبه‌رو مي شود.
آن چه مانع بروز اين حالت مي شود، توجه به اين رهنمود قرآني است كه ارزش انسان ها نزد خداوند، به تقوا و پرهيزكاري است؛ نه ميز و مقام. بايد تمهيداتي انديشيد كه احساس خود برتر بيني، ظهور نكند. به گفتة برخي روان شناسان، «هر وقت از كلمه «بايد» در صحبت هايتان استفاده كنيد، به فشار رواني خود اضافه مي كنيد؛ پس كلمة مناسب تري را جايگزين آن كنيد؛ تا زندگي و محيط كار راحت تر به نظر برسد».
شايد اين نكتة فقهي در احكام نماز جماعت كه «نبايد جاي ايستادن امام جماعت بلندتر از ماموم باشد، ولي بلندتر بودن جاي ماموم از امام اشكالي ندارد»، نوعي جلوگيري از پيدايش حالت غرور و خودبرتر بيني است.
مي توان به جاي «امر و نهي»، از شيوه اي ديگر بهره گرفت كه موثرتر باشد. 
به نرمي كارها پايان پذيرد خوشتر از تندي
بلي، كاري كه از نخ آيد، از سوزن نمي آيد
آري، «برخورد برادرانه»، اثر گذارتر از «برخورد آمرانه» است1

منبع:www.ayineh.com